زبان واحد - صلح جهانی
ترک تعصبات , لازمه صلح جهانی
|
|
بيان روز ای فرزند کنیز من, از لسان رحمن سلسبیل معانی بنوش و از مشرق بیان سبحان اشراق انوار تبیان من غیر ستر و کتمان مشاهده نما. تخمهای حکمت لدنیم را در ارض طاهر قلب بیفشان و بآب یقین آبش ده تا سنبلات علم و حکمت من سرسبز از بلده طیبه انبات نماید. مظاهر ظهور الهی - وحدت ادیان آنچه به طور مشترک مورد اذعان پيروان جميع اديان جهان است ، اين است که روح انسان به واسطهء پيامبران يعنی مظاهر ربانی با جهان الهی مرتبط میگردد و اين ارتباط است که به زندگی انسان معنی و مفهوم واقعی میبخشد . بعضی از مهمترين فقرات آثار حضرت بهاءاللّه اختصاص به تبيين و تشريح مفصّل کيفيّت و نقش اين مرايای تجلّی وحی الهی ، يعنی پيامبران و يا "مظاهر ظهور الهی" پيدا نموده است . تمثيلی که در اين بيانات به تکرار ديده میشود تمثيل آفتاب در طبيعت است . در حالی که خورشيد در بعضی از خصائص با ساير اجرام منظومهء شمسی مشترک و مشابه است و ليکن با آنها از آن جهت متفاوت است که خود منشأ نور در آن منظومه است . کرات و اقمار در اين منظومه منعکس کنندهء نورند و حال آن که درخشش و نورافشانی در ذات خورشيد است . اين منظومه به دور محور ، يعنی خورشيد در گردش است و هر يک از اجرام آن نه تنها تحت تأثير ترکيب خاص خود هستند بلکه از ارتباط با منشأ نور يعنی خورشيد نيز متأثّر میباشند . نوشته شده توسط رامین | جمعه بیست و ششم بهمن 1386 | 21:44 | لینک ثابت | موضوع: |
راهی برای زندگی
حضرت بهاءاللّه به ما چنين تعليم داده است که انسان همانند "معدنی است که در آن گوهرهای گرانبها نهفته است،" خود انسان از اين گنج شايگان بیخبر است تا چه رسد بديگران. مقصد از زندگی انسان آن است که استعدادهای نهفتهاش را پرورش دهد تا هم خود از آن برخوردار گردد و هم در خدمت عالم انسانی بکارش برد. حضرت بهاءاللّه فرموده است که زندگی در اين جهان مانند زندگی جنينی کودک در رحم مادر است و اعضاء بدن انسان در عالم رحم رشد ميکند امّا هرچند آن اعضا در عالم جنين بکار نميايد ولی رشد و نموّش لازم است تا کودک پس از تولد در اين عالم آنها را بکار برد و ناقص نباشد. بدين گونه، نيروهای اخلاقی و عقلی و روحانی، اعضاء و جوارح روح ما در اين عالم است. روح پس از خروج از اين عالم تا ابد در عوالم الهی باقی و در ترقّی است. بنابراين روش زندگی بهائيان مستلزم رشد و نموّ معنوی است. نماز و مناجات روزانه روح را از قيود اين جهان محدود آزاد ميسازد و درهای جديدی را بروی ما ميگشايد. همکاری در برنامههای مفيد با مردمی که با يکديگر از همه حيث تفاوت دارند تعصّبات ديرينه را نابود ميسازد. الکل و موادّ مخدّر که عقل را زائل ميسازد جز در موارد لازم برای دارو و درمان حرام است و نيز غيبت و افترا که اعتماد بين مردمان را سست ميکند و روح اتّحاد را که سبب ترقّی انسان است از ميان ميبرد حرام است و بايد از آن احتراز نمود.
نوشته شده توسط رامین | دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 | 19:43 | لینک ثابت | موضوع: |
حضرت بهاءالله و جامعه ی کنونی - قسمت اول با فرارسيدن هزارهء جديد، نياز حياتی نوع انسان در آن است که دربارهء طبيعت انسان و جامعهء انسانی ، به وحدت نظر دست يابد. اين نيازمندی در يکصد سال اخير انگيزهء ظهور رشتهای از نظام های فکری و تحوّلات عقيدتی شده که دنيای ما را دستخوش تشنّج و آشوب های پی در پی ساخته است . نظامهائی که بنظر میرسد اکنون توان تحرک خود را از دست داده باشند. شور و هيجانی که اين کوشش ها در برداشته علی رغم نتايج و ثمرات يأس آور آنها ، خود گواه شدّت و عمق نيازی است که به آن اشاره شد . زيرا بدون يک اعتقاد مشترک دربارهء مسير تاريخ بشر ، به نظر نمیرسد بتوان پايههای چنان جامعهای جهانی را بنيان گذاشت که اکثريّت مردم خود را نسبت به آن متعهّد احساس کنند. چنين چشم اندازی در آثار حضرت بهاءاللّه آشکارا ملاحظه میشود.حضرت بهاءاللّه که در قرن نوزدهم به رسالت الهی مبعوث گرديد و تأثير و نفوذ روزافزون تعاليمش مهمترين واقعهء تاريخ معاصر اديان است در ١٢ نوامبر ١٨١٧ در ايران متولّد گرديد و در سن بيست و هفت سالگی رسالتی را آغاز کرد که بهتدريج افکار و قلوب چندين میليون نفوس روی زمين از هر نژاد و فرهنگ و ملّتی را مجذوب و مسخّر خود ساخت . اين پديده گر چه در جهان معاصر بیسابقه و نظير است وليکن با تغييرات عظيمی که در گذشته در مسير حيات مشترک بشری روی داده ارتباط دارد ، زيرا حضرت بهاءاللّه خود را حامل وحی آسمانی و پيامبر الهی در دوران بلوغ عالم انسانی اعلام فرمود. پيامبری که میبايد وعود همهء اديان گذشته را تحقّق بخشد و روابط و موجبات روحانی لازم را برای تأسيس وحدت عالم انسانی بوجود آورد. تأثيراتی که حيات و آثار حضرت بهاءاللّه تاکنون بجای گذاشته حدّاقلّ بايد توجّه هر فردی را که واقعا به اصاالت روحانی وجود انسان و هويّت معنوی او اذعان دارد و معتقد است که سازمان آيندهء کرهء ارض بايد با اتّکاء به چنين حقيقتی ايجاد گردد به خود جلب نمايد. مدارک و شواهد اين مدّعا برای بررسی دقيق عموم افراد در دسترس است و برای اوّلين بار در تاريخ ، شرح مبسوط و سوابق و مآخذ معتبر مربوط به ظهور يک آئين مستقل و سرگذشت زندگانی مؤسّس آن در اختيار بشر قرار دارد . همچنين مدارکی در دسترس است که جريان و نحوهء استقبال مردم را از اين امر جديد نشان میدهد ، آنچنان استقبالی که سبب ايجاد جامعهای جهانی گرديده است . جامعهای که هم اکنون میتواند ادّعا کند که در واقع مرکّب از جميع عناصر و اجزاء متشکّلهء جامعهء بشری است . ادامه دارد... فعالیتهای انساندوستانۀ جامعۀ بهائی در شیراز ۵٣ نفر بهائی که درماه می ٢٠٠۶ دستگیر شدند و اخیراً به جُرم "تبلیغ علیه نظام" متهم گشتند، درحقیقت داوطلبانه به اجرای چندین طرح خدمات اجتماعی مبادرت ورزیدند که هدف آنِ کمک به کودکان تهیدست در شیراز و حومۀ آن بود٠
گزارشات رسیده از ایران نشان میدهد که اولین طرح را در واقع تعداد معدودی از جوانان بهائی درسال ٢٠٠۴ شروع کردند و هدفشان این بود که به نوعی به کودکان و نوجوانان خدمت کنند٠ اگر چه این ایده از طرف آن گروه بهائی ارائه شد، اما در حقیقت یکی از دوستان مسلمان آنان بود که پیشنهاد کرد طرح مذکور را برای کمک به کودکان دبستانی در کَتسْبَس، که یکی از محلههای فقیر اطراف شیراز است، بنیان کنند. آن طرح بطور اخص متوجه به این هدف بود که با آموزشِ کودکان به آنان کمک کنند تا خود را برای امتحانات پایان دورۀ تحصیلی آماده نمایند٠ معلمین، که تماماً بهائی نبودند، هرجمعه ازساعت ٨ صبح تا ظهر به دانشآموزان کمک میکردند٠ در مراحل نخستینِ اجرای طرح، آموزگاران قالیچهای در مقابلِ خانههای والدین پهن کرده به آموزش میپرداختند تا اعضای خانواده شاهد باشند که تنها نیّت آنها خدمت به کودکان است و در نتیجه، احساس نگرانی نکنند. مادران در نزدیکی آنان میایستادند و درسها و تمرینهائی را که آموزگاران ارائه میدادند مشاهده میکردند و به روشهای تدریس آنان اظهار علاقه مینمودند٠ جمعی از معلمین و کودکان در کلاسهای آموزشی سهلآباد، محلهای خارج از شیراز، ایران٠
این کلاسهای آموزشی در سال ۲۰۰۶ برابر با ۱۳۸۵ به دستور دولت تعطیل شد٠ در ابتدا آموزگاران با بیست، سپس شصت و بالأخره با صدوبیست دانشآموز کار میکردند. درپایان دوره تحصیلی، والدین درخواست کردند که در صورت امکان این فعالیت ادامه داشته باشد. تصمیم گروه بر آن شد که دائرۀ خدمات خود را وسعت دهد و به فراگیری و اکتساب مهارتهای اجتماعی و اخلاقی کودکان کمک کند تا خودشان بتوانند عامل پیشرفت و ترقی در زندگیِ خود و جامعه گردند٠ با فرا رسیدن تابستان سال ٢٠٠۵، تعداد کودکانی که در این برنامه شرکت داشتند به چنان حد قابل ملاحظهای افزایش یافت که مجبورشدند آنان را به دوگروه تقسیم کنند، که هرگروه حدود صد شرکت کننده و سی نفر آموزگار را شامل میشد٠ کلاسهای آموزشی در کتسبس، محلهای خارج از شیراز، ایران
همزمان با این فعالیتها، ازآنجا که یکی از دوستان مسلمانِ بهائیان اظهار تمایل نمود که در خدمات اجتماعی شرکت کند، طرح مشابهی درمنطقۀ دیگری بنام سهلآباد آغاز شد، جائیکه کودکان و خانوادههایشان علاقۀ وافر به شرکت در چنین فعالیتی را ابراز داشته بودند٠ آن طرح صد کودک را شامل میشد، که آموزگاران آن مثل قبل برخی بهائی بودند و برخی هم نبودند، و به مدت یکسال ادامه یافت تا زمانی که بهائیان درماه می ٢٠٠۶ درشیراز دستگیر شدند٠ همزمان با طرحِ سهلآباد، آن گروه فعالیت ابتکاری دیگری را آغاز کرد که درآن چهارده آموزگار به صد کودک و نوجوان دریکی از مراکز آموزشی در شیراز کمک کردند٠ این طرح در محدودۀ برنامۀ «حمایت از حقوق کودک» در شیراز عمل میکرد که در وزارت کشور ثبت شده بود٠ کلاسهای آموزشی در سهلآباد، محلهای خارج از شیراز، ایران
علاوه بر این فعالیتها، آن گروه برنامههائی هفتگی شامل کلاسهای هنری برای بیمارانِ جوانِ سرطانی در بیمارستانِ کودکان و نوجوانانِ شیراز ترتیب میداد٠ این برنامه که مورد استقبال گرم و پُرشوروشوق رئیس بیمارستان قرار گرفته بود، به مدت یکسال فعال بود تا اینکه به علت دستگیری بهائیان شیراز متوقف شد. درخلال این مدت، اعضاء گروه بطور منظم و مستمر به پرورشگاهها و یتیمخانههای و مؤسسات مختلف رفته از کودکانی که از لحاظ جسمی و فکری با مشکلات عقبافتادگی روبرو بودند عیادت میکردند٠ کلاسهای آموزشی در سهلآباد، محلهای خارج از شیراز، ایران
جهت آمادگی برای اجرای این طرحها، آموزگاران به تحصیل و فراگیری مواد درسی مربوط به فن آموزش و پرورشِ کودک، آموزش هنر و کارهای دستی، کمکهای اولیه و رشدِ اخلاقی نوجوانان پرداختند، که درمیان اینها یکی کتابچه «نسائم تائید» بود٠ برای مراجعه به نمونهای از درسهای «نسائم تائید» به این پیوند مراجعه فرمائید «نسائم تائید» کتابچهای است برای تقویت مهارتهای کلامی و قدرتِ بیانِ نوجوانان ١١ تا ١٢ ساله. این کتابچه که در کشور زامبیا (در افریقا) تهیه شده، بطور منظّم زمینه را برای خواندن متون ساده مهیا میکند، سپس به تمرینِ قدرت تکلم میپردازد. متونی که خوانده میشود حاوی مفاهیم اخلاقی است که از تعالیم بهائی الهام گرفته، اما نمیتوان آنرا مطالبی مذهبی بشمار آورد. برای مثال، در این نشریه هیچ اشارهای به آئین بهائی نشده است. در واقع، بسیاری از کشورهای اطراف جهان از آن برای ارتقاء سطح ِ سواد نوجوانان استفاده کردهاند٠ از آن کتاب برای فعالیتهای آموزشی در جوامع بهائی نیز استفاده شده است٠ طرحهای مذکور هرگز به تبلیغ آئین بهائی مبادرت نورزید، و گروههائی که در آن شرکت کردند بر خلاف ادعای مقامات رسمی دولت ایران در رسانهها، هرگز قدمی به جهت تبلیغ علیه نظام بر نداشتند٠ طبق گزارش یکی از کارگزاران بهائیِ طرح مذکور، در سال ٢٠٠۵ گروهی که مسئولیت آموزشی را به عهده داشت طی نامهای به شورای اسلامی شهر شیراز جزئیات فعالیت خود را معرفی، و درخواست نمود که برای ادامۀ طرح مجوز صادر شود. درخواست آنان پس از بررسیِ کمیسیون فرهنگی به تصویب رسید و نامه مجوزبرای ِ گروه صادر گردید٠ مطالبی که برای تصویب ارائه شد جزئیات مواد درسیِ طرح آموزشی را در بر داشت و، هیچکس موضوع دین یا مذهب را مطرح ننمود٠ هیچیک از کودکان یا والدینِ آنان هرگز سخنی در مورد سوابق مذهبی و دینی آموزگاران به میان نیاوردند و ابراز نگرانی ننمودند٠ علاوه براین، قبل از دستگیری ۵٣ بهائی در ماه می ٢٠٠۶، هیچکس تمایزی بین بهائیان و مسلمانانی که در طرحهای خدمات اجتماعی فعال بودند قائل نشده بود؛ درحقیقت، از آنجا که مسألۀ مذهب مطرح نبود، طبق گزارشات رسیده، برخی از مسلمانان از اینکه همکاران آنان مسلمان نبودند، اطلاع نداشتند٠ درآگوست سال ٢٠٠٧، از طرف دادگاه محلی به ۵٣ نفر اطلاع داده شد که آنان به جرم «اقدام علیه امنیت کشور» محکوم شدهاند. سپس در نوامبر سال ٢٠٠٧ ، از طریق تلفن به سه نفراز آنان گفته شد که برای دریافت اموالی که درزمان دستگیری ِ ماه می ٢٠٠۶ از آنان توقیف شده بود به وزارت اطلاعات شیراز مراجعه کنند٠ با این حال، به جای دریافت متعلقاتشان، فوراً زندانی شدند٠ بنا به گزارشی، پی درخواست سازمان عفو بینالملل مبنی بر اقدامی سریع و مبرم که در تاریخ ٢۵ ژانویه ٢٠٠٨ صادر شد، چنین آمده: «هنگامیکه آن سه نفر به منزل مراجعت ننمودند، خانوادههایشان، که آنان را تا محل زندان همراهی کرده بودند، پاسخهای ضد ونقیضی از مقامات اطلاعاتی دریافت کردند. در ابتدا، مقامات دولتی سعی کردند ادعا کنند که آن سه نفر اصلاً وارد ساختمان نشدهاند، با اینکه خانوادههایشان دیده بودند که آنها وارد ساختمان شدهاند. بالأخره به آنان اطلاع داده شد که آن سه نفر در دفتر وزارت اطلاعات در شیراز بازدداشت شدهاند.» ٠ ![]() درتاریخ ٢٩ ژانویه ٢٠٠٨، طبق منابع خبری بینالمللی، سخنگوی قوۀ قضائیۀ ایران به شرح و تفسیر اتهامات علیه آن سه نفر پرداخت. بنا به گزارش سرویس خبری فرانسه، سخنگوی قوۀ قضائیه، علیرضا جمشیدی، اظهارداشت: «سه فرد بهائی به اتهامِ تبلیغ علیه نظام به چهارسال زندان محکوم شدهاند.» ٠ آقای جمشیدی همچنین به خبرنگاران اظهار داشت که ۵١ نفر دیگر به یکسال زندان تعلیقی محکوم شدند، مشروط بر اینکه در کلاسهای سازمان تبلیغات اسلامی کشور حضور یابند٠ آژانس خبری فرانسه به نقل قول دیگری از یک مقام ناشناس در قوۀ قضائیه بیان میکند که بهائیان «تحت بهانۀ کمک به تهیدستان در شهر شیراز اقدام به تبلیغ مرام خود نمودند.» ٠ دادگاه جزئیاتِ مربوط به کلاسهایِ سازمانِ تبلیغات اسلامی را که به شرط حضور در آن، ۵٠ نفر بهائی به یکسال زندان تعلیقی محکوم شدهاند، اعلام نکرده است٠ اما وکلای با تجربه اشاره کردهاند که چنین امری تابحال سابقه نداشته است. این وکلا توصیه کردهاند که جوانان محکوم در این کلاسها حاضر نشوند، به دلیل اینکه هدف از این کلاسها اِعمال فشار برآنان است تا دینشان را انکارکنند٠ این موضوع بطور دقیقتری مورد بررسی و پژوهش قرار خواهد گرفت، اما مطمئنا ً هیچ فرد بهائی آگاهانه به چنین جریانی که منجر به انکار اعتقادش شود تن در نخواهد داد٠ علاوه براین، اتهام دادگاه مبنی بر اینکه بهائیان دستگیر شده در شیراز مبادرت به تبلیغ غیرمستقیم نمودند، ادعائی فریبدهنده است٠ درواقع، چنین اتهامی میتواند به هر بهائی که بر اساس مفاهیم عالیۀ مندرج در تعالیم بهائی عمل کند، نسبت داده شود٠ با وجود این، حتی اگر بهائیان بطور مستقیم به تبلیغ آئینشان بپردازند، این امر نمیتواند دلیل موجّهی برای زندانی کردن آنان به حساب آید٠ ماده ١٨ منشور جهانی حقوق بشر – میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی – که در کشورهای امضاءکنندۀ آن، ازجمله ایران، حکم و قدرت قانون را در بر دارد، این را تصریح میکند «که هر کس حق آزادی فکر، وجدان و مذهب دارد٠ این حق شامل آزادی داشتن یا قبول یک مذهب یا معتقدات به انتخاب خود، همچنین آزادی ابراز مذهب یا معتقدات خود، خواه بطور فردی یا جمعی، خواه به طورعلنی یا در خفا در عبادات و اجرای آداب و اعمال و تعلیمات مذهبی می باشد.» نوشته شده توسط حسام | شنبه بیستم بهمن 1386 | 5:48 | لینک ثابت | موضوع: |
موج (فریدون مشیری) موج از دیار دریا با شوق مادرانه آهنگ خاک می کرد برگرد خاک می گشت گرد ملال او را از چهره پاک می کرد از خاکیان ندانم ساحل به او چه می گفت؟!!! کان موج ناز پرورد سر را به سنگ می زد خود را هلاک می کرد نوشته شده توسط الناز | دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 | 11:10 | لینک ثابت | موضوع: |
تخریب خانه بهائیان.... یکشنبه مورخ7/11/1386 ساعت 9 شب زنگ در خانه ی آقای بهرامی از بهائیان آباده توسط دو نفر زده می شود. از آن رو که شغل آقای بهرامی آنتن سازی می باشد؛ این دو نفر خود را مشتری ایشان معرفی می کنند. دختر آقای بهرامی (صهبا) به همراه یکی از دوستانش که در منزل تنها بوده است از باز کردن در امتناع ورزیده و از آن افراد خواهش می کند که فردا صبح برای بردن آنتن ها مراجعه کنند که اقای بهرامی هم حضور داشته باشند. ادامه مطلب صلح امروزه اگر مدت کوتاهی در کتابفروشی ها و یا نمایشگاههای کتاب، به لیست کتاب های موجود بنگریم،دائما به چنین واژه هایی برخورد خواهیم کرد: جهانی شدن و نیاز بشریّت، ما از جهانی شدن چه می خواهیم؟،جهانی شدن به روش ساده! صلح حقیقی، از جنگ تا صلح، روشهای وصول به صلح برای مبتدیان!و... ادامه مطلب تحلیل فیلم زندگی زیباست ( Life Is Beautiful ) با تمرکز بر کتاب جامعه شناسی (آنتونی گیدنز) داستان این فیلم از سال 1939 آغاز می شود، سال شروع جنگ جهانی دوم. شخصیت اصلی فیلم مردی است که از نخستین لحظات حضورش، بیننده را جذب می کند. او شخصیتی بذله گو، پرتحرک و بسیار شیرین است که برای هر مشکل، راه حلی پیدا می کند حتی برای سخت ترین معماها. تا قبل از ازدواج گیدو و دورا دقایق دلچسبی و بعضا کمدی از زندگی مردی معمولی که برای بدست آوردن دختر مورد علاقه اش تلاش می کند را شاهد هستیم و در این بین مسائلی از قبیل نظام بوروکراسی نا منظم و همچنین نژاد پرستی که یکی از دستمایه های بوجود آوردن جنگ جهانی دوم بود با نگاهی انتقادی و در عین حال کمدی به تصویر کشیده می شود. ادامه مطلب نژاد پرستی و دنیای امروز (با نگاهی اجمالی به فیلم crash) آیا نژاد پرستی کاملا از صفحه ی روزگار محو شده است؟ آیا امروزه همه به یک چشم دیده می شوند یا هنوز در گوشه و کنار جهان افرادی به خاطر نژادشان تحقیر می شوند؟ آیا ما خود نیز نژادمان را برتر می دانیم و نژادی را نازل؟ ادامه مطلب |
|