تبليغاتX
زبان واحد - صلح جهانی

ترک تعصبات , لازمه صلح جهانی


بيان روز

ای فرزند کنیز من, از لسان رحمن سلسبیل معانی بنوش و از مشرق بیان سبحان اشراق انوار تبیان من غیر ستر و کتمان مشاهده نما. تخمهای حکمت لدنیم را در ارض طاهر قلب بیفشان و بآب یقین آبش ده تا سنبلات علم و حکمت من سرسبز از بلده طیبه انبات نماید.


حقیقت 

اگر بخواهیم حقیقت را بیابیم باید ترک تعصبات نماییم و دیده ای بینا و عقلی سلیم داشته باشیم. هیچ گاه خود را برحق و سایرین را برباطل ندانیم. چه این امر مانعی عظیم در راه اتحاد است. اگر طالب حقیقتیم بدانیم که حقیقت همواره یکی است و هیچ حقیقتی ضد و مخالف با حقیقت دیگر نتواند. نباید محبت را در یک دین و یا یک شخص منحصر کنیم و خود را مقید به تقالید سازیم. باید از این قیود آزاد شویم تا بتوانیم با آزادی فکر تحری کنیم و حقیقت را بیابیم.

 حضرت عبدالبهاء

نوشته شده توسط ریمو | جمعه سی ام فروردین 1387 | 0:33 | لینک ثابت | موضوع: مناجات |

قسمتی از توقیعات حضرت ولی امرالله درباره ی تولد مدنیت جهانی 

ملاحظه فرمایید که بین شواهد مکرر و مستمر تحکیم اساس نظم اداری امرالله و قوای مخرب مهاجم بر جامعه ای که خود درد تولد نظم نوزادی را می کشد چه تضاد واضح و آشکاری وجود دارد. هر ناظر منصفی شهادت می دهد که هم در داخل جامعه ی بهایی و هم در خارج آن، قرائن و علائمی روزافزون موجود است که به نحوی شگفت انگیز بشارت می دهند که زمان تولد نظمی جهانی فرارسیده است. نظمی که خود طلایه ی عصر زرین بهایی است.
هیچ ناظر بی طرفی از کندی پیشرفت مدنیتی که پیروان حضرت بهاالله به ایجاد آن مشغولند و همچنین از ملاحظه موفقیتهای ظاهری و زودگذری که در جهان پدید می آید فریب نمی خورد و به اشتباه نمی افتد و هرگز به غلط چنین استنتاج نمی کند که این توفیقات سریع آنی می توانند از تاثیرات مرگبار امراض مزمنه ای که بر موسسات این عصر فاسد عارض گشته ممانعت نمایند زیرا قرائن و علائم زمانه بحدی است که هیچ شخص منصفی اهمیت و خصائص آنها را نادیده نمی گیرد و اگر راه انصاف را بپوید از غور در سلسله ی حوادث کنونی در می یابد که همه ی آنها نتیجه ی مشیت غالبه ی الهیه است تا نقشه ی جامع الاطراف و کاملی را درجهان تحقق بخشد. آن سلسله وقایع از طرفی منادی تقدم و پیشرفت موسسات غالبه ی آیین بهایی است و از طرف دیگر نماینده ی سقوط دستگاهها و قدرتهایی است که از شناسایی حضرت بهاالله غافل مانده اند. چنانکه می فرماید:" زود است بساط عالم جمع شود و بساط دیگر گسترده گردد. انّ ربک لهوالحق علام الغیوب "
ای دوستان عزیز و ارجمند این نظم بدیع جهانی که تحققش در آیات نازله از قلم حضرت بهاالله موعود بوده و اصول اساسیه اش در آثار مرکز میثاقش مصرح گشته مقصدی جز ایجاد اتحاد کامل نوع انسان ندارد و این وحدت و اتحاد ایجاد نگردد مگر آنکه موافق و مطابق با اصول و هماهنگ با قوه ی محرکه و قوانین حاکمه بر موسساتی باشد که اینک اساس بنیاد نظم اداری بهایی را تشکیل می دهند.
اما صلح اعظم به نحوی که حضرت بهاالله مقرر فرموده صلحی است که عملا باید متعاقب زمانی تحقق یابد که جنبه های روحانی و معنوی بر جهان غلبه یافته باشد یعنی زمانی که جمیع نژادها و مذاهب و طبقات و ملل درهم ادغام شده باشند و چنین صلحی برهیچ اساسی مرتفع نگردد و هیچ دستگاهی آن را حفظ نتواند مگر آنکه بر پایه ی احکام و قوانین الهی استوار باشد و آن احکام و تعالیم در نظم جهانی بدیعی که به نام مقدس حضرت بهاالله منسوب است مذکور و مکتوب.   

 

نوشته شده توسط حسام | جمعه نهم فروردین 1387 | 13:25 | لینک ثابت | موضوع: صلح |

کمی بیاندیشیم... 

شرح اتفاقی را که خواهيد خواند نامه ای است به قلم خود فردی که همين امروز طعمه کينه توزيهای کسانی گرديد که خود را سربازان گمنام امام زمان معرفی نموده اند.

لطفا به دوستان خود نيز خبر دهيد.

آيا ما هنوز در پی اثبات حقيقت طريقت خود از طريق نفی ديگرانيم؟! آيا هيچ راه ديگری جز کشتار و قتل در راه حقيقت وجود ندارد؟! کدام حقيقت با کشتار کشف شد و کدام آيين با ظلم از بين رفت؟ رسم جفا همواره رسم نامردمان بوده است و پاسداری حقيقت شرف پاکان. به اميد آنکه آتش تند ظلم ستمکاران به برکت آب زندگانی ابدی سرد گردد و پرتو آفتاب حقيقت قلوب را روشن و متحد گرداند. پس اگر به دنبال کشف حقيقت هستيم اين بار نيز با ديده انصاف در اين واقعه نظر افکنيم که تکراری دوباره است از داستان مقابله نور و ظلمت.

عين متن گزارش جهت اداره اطلاعات استان فارس:

اداره محترم اداره اطلاعات استان فارس

محترما پيرو نامه تهديد آميزی که در تاريخ  1386/12/27 از سوی گروهی که خود را سربازان گمنام امام زمان معرفی کرده بودند (که کپی آن ضميمه ميباشد) مبنی بر اعدام انقلابی من و هشت نفر ديگر به دليل بهايی بودن در ملا عام در تاريخ امروز 1386/12/29 جهت انجام کار در خيابان سعدی اتومبيل وانت خود را در خيابان داوری پارک نموده و سپس به خيابان سعدی رفتم. پس از برگشت هنگامی که درب اتومبيل خود را باز نموده متوجه فردی شدم که يک ظرف 4 ليتری دستش بود و از من تقاضای بنزين کرد و گفت خانواده در ماشين هستند لطفا اگر ممکن است مقداری بنزين به من بدهيد تا به پمپ بنزين برسم. من هم درب باک را باز کردم ولی شلنگ نداشتم خودش رفت از صندوق عقب پرايد سفيد رنگ که خانمی با چادر مشکی روی صندلی جلوی اتومبيل نشسته بود برداشت و آمد خودش بنزين را کشيد زمانی که ظرف 4 ليتری پر شد او ظرف را روی زمين گذاشت و از پشت مرا محکم گرفت و يک دستش را روی دهانم گذاشت در همان لحظه فرد ديگری که از داخل پياد هرو در حرکت بود به ما نزديک شد و با هم کمک کردند من را نزديک يک درخت بردند و با زنجير و يک قفل گردن مرا به درخت بسته و سپس بنزين را روی من ريختند نفر اول سريع رفت بطرف اتومبيل و سوار شد و نفر ديگر هم يک کبريت زد بطرف من انداخت روشن نشد کبريت دوم همزمان با روشن شدن خاموش شد. کبريت سوم هم به لباس من خورد و باز خاموش شد و چهارمين کبريت و آخرين کبريت روی زمين جلوی پای من افتاد کمی روشن شد و با کفش روی آن گذاشتم خاموش شد پس از آن او فرار کرد و سوار پرايد شد و صحنه را ترک کردند. دو کودک که در پياده رو مشغول دوچرخه سواری بودند من را ديدند. آنها را صدا کردم در همان موقع يکی از همسايه ها با اتومبيلش از منزل خارج او را صدا کردم و آمد و صحنه را که ديد ترسيد به او گفتم به 110 زنگ بزن ولی او گفت من اهل اينجا نيستم به کس ديگری بگو. سپس او رفت و همسايه های ديگر همديگر را خبر کردند. جمعيتی آنجا جمع شدند. خودم هم کمی حالم بهتر شد. متوجه موبايل خودم شدم. به 110زنگ زدم ديگر همسايه ها هم تماس گرفتند. از کلانتری زند پس از نيم ساعت آمدند و اول سعی کردند با تبر زنجير را پاره کنند نتوانستند. بعد يکی از همسايه ها کليد آورد و بالاخره قفل باز شد.
سپس يکی از مامورين داخل اتومبيل من نشست و به اتفاق به کلانتری رفتيم و گزارش تهيه شد که به پيوست يک نسخه تقديم ميگردد.

با کمال احترام
امضا محفوظ
86/12/29

ضميمه (نامه تهديد آميز)

بنام الله پاسدار خون شهيدان و در هم کوبنده مفسدين و ستمگران

جناب آقای ...

برگی ديگر بر لوح زرين انقلاب اسلامی به ثبت ميرسد تا آيندگان بدانند که اسلام و مسلمين هوشيارند و فريب سرسپردگان و جاسوسان اسرييلی را نخواهند خورد و نخواهند گذاشت پيروان آيين ناب محمدی فريب شيادانی چون شما را بخورند بنابراين طبق تحقيقات انجام گرفته توسط سربازان گمنام امام زمان مستقر در شهر شهيد محراب آيت الله دستغيب شما و هشت تن از مفسدين ديگر به اعدام انقلابی محکوم شده و بزودی اين حکم در ملا عام انجام ميپذيرد. حال شمايی که پيرو پيامبر دروغين بهاالله و سيد باب ميباشيد اگر واقعا آنها بر حق اند از آنها بخواهيد که جلوی اين حکم را بگيرند و استغفرالله همانند ابراهيم خليل که خداوند آتش را بر او سرد گردانيد آنها هم آتش را بر شما سرد گردانند. باشد تا ای درس عبرتی باشد برای همکيشان شما.

نوشته شده توسط ریمو | شنبه سوم فروردین 1387 | 23:17 | لینک ثابت | موضوع: |