زبان واحد - صلح جهانی
ترک تعصبات , لازمه صلح جهانی
|
|
بيان روز ای فرزند کنیز من, از لسان رحمن سلسبیل معانی بنوش و از مشرق بیان سبحان اشراق انوار تبیان من غیر ستر و کتمان مشاهده نما. تخمهای حکمت لدنیم را در ارض طاهر قلب بیفشان و بآب یقین آبش ده تا سنبلات علم و حکمت من سرسبز از بلده طیبه انبات نماید. در عملياتى مشابه دستگيرىهاى مرگبار سالهاى دهه ١٩٨٠، بازداشت شش تن از رهبران جامعۀ بهائى در ايران نيويورک
تمامى هفت تن اعضاى گروهی که به امور بهائيان ايران رسیدگی میکنند بازداشت شدند. شش تن از آنها صبح روز ۲۶ اردیبهشت در منازلشان در تهران دستگير شدند. نشسته از چپ به راست، آقاى بهروز توكلى، آقاى سعيد رضائى، و ایستاده، خانم فريبا كمال آبادى، آقاى وحيد تيزفهم، آقاى جمال الدين خانجانى، آقاى عفيف نعيمى و خانم مهوش ثابت هستند. شش تن از رهبران جامعۀ بهائيان ايران ديروز در عمليات هماهنگ شدهاى دستگير و به زندان مشهور اوين منتقل شدند. اين دستگيرىها به طرز نگران كنندهاى يادآور دورۀ مشابهى در سالهاى ١٩٨٠ است كه تعداد كثيرى از رهبران جامعۀ بهائى به طور جمعى بازداشت و مآلاً به قتل رسيدند. صبح روز چهارشنبه مأمورين امنيتى بعد از ورود به منازل اين شش مرد و زن، كه همگی اعضاى گروهی هستند که در سطح ملی به حد اقل امور بهائيان ايران رسیدگی میکند، پس از پنج ساعت تجسس آنها را به همراه خود بردند. هفتمين عضو اين گروه هماهنگ كننده در اوائل ماه مارس بعد از آنكه ظاهراً به بهانۀ سادهاى به وزارت اطلاعات احضار شده بود در مشهد بازداشت شد. خانم بانى دوگال، نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل متحد، گفت: "ما شديدا به بازداشتهاى خواهران و برادران بهائی خودمان در ايران معترضيم. تنها جرم اين افراد اعتقاد آنها به آئين بهائى است." وى افزود: "آنچه اين دستگيرىها را بيشتر نگران كننده مىكند شباهت آن با بازداشت و ربودن اعضاى دو شوراى ملى ادارۀ جامعه بهائى ايران در سالهاى اوليۀ دهۀ هشتاد است كه به مفقودى يا اعدام ١٧ نفر منجر گردید." خانم دوگال اضافه كرد: "حملات به خانههاى اين بهائيان سرشناس به طور كاملاً هماهنگ انجام شده است و نشان دهندۀ يك تلاش در سطح بالا براى آسیب رساندن دو باره به جامعۀ بهائی ايران و مرعوب ساختن اعضای آن است." بازداشت شدگان روز گذشته عبارتند از: خانم فريبا كمال آبادى، آقاى جمال الدين خانجانى، آقاى عفيف نعيمى، آقاى سعيد رضائى، آقاى بهروز توكلى و آقاى وحيد تيزفهم. همه ساكن تهران. خانم كمال آبادى و آقايان توكلى و تيزفهم پيشتر نيز بازداشت و پس از گذراندن دورههائى از پنج روز تا چهارماه آزاد شده بودند. خانم مهوش ثابت، عضو بازداشت شده در پنجم ماه مارس در مشهد، نيز ساكن تهران است. خانم ثابت، در مشهد برای پاسخگوئى به سؤالاتى در بارۀ دفن يك فرد در گورستان بهائيان شهر به وزارت اطلاعات احضار شده بود. در ٢١ اوت سال١٩٨٠ همۀ نه نفر اعضاى محفل روحانى ملى بهائيان ايران ربوده شدند و بعداً هم نشانى از آنها پيدا نشد. مطمئناً همگى آنها به قتل رسيدهاند. بلافاصله محفل روحانى ملى بهائيان ايران مجددا تشكيل شد اما اين محفل نيز با اعدام هشت عضو آن در بیست و هفتم دسامبر سال ١٩٨١ دو باره متلاشى گرديد. تعدادى از اعضاى شوراهاى محلى بهائى، معروف به محافل محلى بهائى، نيز در سالهاى نخستين دهۀ ١٩٨٠ بازداشت و اعدام شدند تا اينكه بالاخره فريادهاى اعتراض بينالمللى حكومت ايران را مجبور كرد از سرعت اعدام بهائيان بكاهد. از سال ١٩٧٩ بيش از دويست بهائى در ايران كشته يا اعدام شدهاند هرچند از سال ١٩٩٨ به بعد كسى به اين عنوان اعدام نشده است. در سال ١٩٨۳ حكومت ايران همۀ مؤسسات رسمى ادارى بهائى را غيرقانونى اعلام كرد و به دنبال آن جامعه بهائى ايران محفل روحانى ملى را كه نهادى منتخب جامعه است به همراه قريب به چهارصد شوراى منتخب محلى تعطيل كرد و بهائیان در سراسر ایران تقریباً تمام فعالیتهای تشکیلاتی خود را متوقف کردند. گروه غير رسمى ملى، معروف به ياران، كه جمع دستگير شدگان ديروز و ماه مارس تنها اعضاى آن هستند، بعداً با اطلاع مقامات دولتی براى رسيدگى به نيازهاى گوناگون جامعۀ سيصد هزار نفرۀ بهائيان ايران كه بزرگترين اقليت مذهبى در كشور است، تشكيل گرديد. نوشته شده توسط سمیرا | شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 | 15:55 | لینک ثابت | موضوع: |
بازداشت همه اعضای رهبری بهائیان بدون هیچ اتهامی سلامتی و امنیت بازداشت شدگان در خطر است
26 اردیبهشت ماه 1387 – کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از مقامات قضایی ایران خواست که با توجه به قوانین داخلی و بین المللی، در باره بازداشت شش نفر از اعضای رهبری جامعه بهائیان در روز 25 اردیبهشت ماه 1387 و انتقال آنها به زندان اوین، توضیح دهد. جامعه بهائیان در ایران، که با نام یاران فعالیت می کنند، 7 عضو رهبری دارد که 6 نفر از آنها دیروز بازداشت شدند و نفر هفتم که در 15 اسفند ماه 1386 در مشهد بازداشت شده بود، همچنان زندانی است. تاکنون هیچ اتهامی علیه این افراد اعلام نشده است. منبع: http://www.iranhumanrights.org/farsi/bahaidetentions.html
برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ "بیائید انسان باشیم" مراجعه نمایید. نوشته شده توسط ریمو | شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 | 0:59 | لینک ثابت | موضوع: |
دیدگاه دیانت بهائی نسبت به اسلام پیروان آئین بهائی از بدو پیدایش آن در ۱۶۰ سال پیش تا کنون همواره با صداقت و صمیمیت از اسلام دفاع کرده و بدون هیچ ملاحظه حقّانیت پیامبر اسلام و منشأ الهی آن دین را ثابت کرده اند. در این راستا کتب و رسالات و مقالات مختلف نوشته اند و در سخنرانیها و سمینارهای منعقده در اروپا و آمریکا که مروج آن بواسطهء رواج شایعــــات و روایات بی اساس تا حدی با نظر شکّ و تردید به آئین مبین اسلام می نگریدند حقائق اساسی شریعت مقدّس اسلام را بیان می کنند. بدیهی است در هنگام تشریح تاریخ و تعالیم اسلام بین اساس و حقیقت اسلام و پیرایه ها و خرافات و رسوم منتسب به آن تمیز قائل میشوند و باصطلاح آب را از سرچشمهء آن گرفته و از بدعتها آلودگیهای ناشی از افکار و پندارهای ناصواب جـــدا می کنند.
قسمتی از لوح مبارک حضرت بهاالله به مناسبت ایام رضوان هوالعلی العالی الاعلی اعظم واقعه در تاریخ
اگر بدقّت بمراحل ترقّی و تقدّم انسان چنانکه در صفحات تاريخ مضبوط است مراجعه کنيم واضح و مشهود گردد که عامل اصلی در ترقّی عالم انسانی ظهور نفوسی است که در ازمنه مختلفه قيام کرده از حدود عقايد متداوله عصر خود پا فراتر نهاده کاشف حقايق و اسراری بودهاند که تا آن زمان مجهول بوده است . فی الحقيقه تقدّم و تجدّد عالم در مقام اوّل مرهون مخترعين و مبتکرين و نوابغ و انبياست. ج.ای.اسلمنت
بمب گذاری یا انفجار؟ رهپویان, برنده یا بازنده؟ ( این پست اصلا سیاسی نیست. بیشتر گله ای است از تمامی کسانی که آب را گل آلود دوست دارند و در ماهیگیری استادند. ) در شب بیست و چهارم فروردین ماه حادثه ای در شیراز اتفاق افتاد که صرف نظر از علت و چگونگی رخ دادن آن تمامی اقشار مردم را غصه دار نمود. در حسینیه سیدالشهدا که محل برگذاری جلسات "کانون رهپویان وصال" است انفجاری رخ داد که باعث کشته شدن دوازده نفر و زخمی شدن حدود دویست تن از هم وطنان ما گردید. ما هم به نوبه خود از این اتفاق متاثر شدیم و برای شادی روح تمام رفتگان دعا می کنیم و سلامتی هرچه زودتر تمامی آسیب دیدگان را از خداوند طالبیم و آرزومند روزی هستیم که شنیدن اخباری این چنین افسانه باشد و برای همگان غریب. اما آنچه جای بحث دارد اتفاقات چند روزه بعد از این ماجرا و تناقضات موجود در آن بود. تناقضات موجود باعث شد هر کسی در هر شرایطی به خود اجازه دهد هرگونه که از ماجرا سود می برد آنرا بیان کند و شرایط موجود در ایران نیز به این تنش دامن می زند. در حالی که دولت ایران به طور رسمی این اتفاق را حادثه و "ناشي از وجود برخي از مهمات جنگي موجود در غرفه يادمان شهداء در حسينيه سيدالشهدا" اعلام می کند (پايگاه اطلاع رساني وزارت كشور) گروه هایی نیز که به دلایل سیاسی با حکومت ایران مشکل دارند آنرا "بمب گذاری" اعلام و به خود منتسب می کنند تا شاید از این طریق کسب اعتبار کنند (و شاید که حقیقت را می گویند... در این آشفته بازار کسی به دنبال حقیقت هست؟) در این میان جبهه گیری کانون رهپویان بسیار حساب شده و البته مخصوص به خود است. این کانون که توسط حجت الاسلام انجوی نژاد اداره و رهبری می شود از لحظه انفجار کوشید تا با بیان اتهام به وهابیون و بهائیان از این انفجار به نفع خود استفاده کند و در واقع برای دشمنی دیرینه خود دلیل بتراشد و برای اقدامات بعدی خود بهانه سازی کند. آنچه مسلم است در هر حادثه این چنینی ابتدا به دشمنان مشکوک می شوند و کانون رهپویان نیز همین اقدام را (البته با بیش از کمی بی انصافی و نه از جهت تشخیص واقعیت) انجام داده است. بهائیان ایرانی همواره در طی بیش از یکصد و شصت سال گذشته مورد انواع آزار و اذیت قرار گرفته اند و جان و مال خود را از دست داده اند و به چشم خود هر آنچه بی عدالتی بوده دیده اند و دم بر نیاورده اند. چگونه می توان دم از ناراحتی زد در راهی که به پایان آن ایمان داریم؟ بهائیان نه از آن جهت که جسما توانایی ندارند بلکه به دلیل اینکه از مولای خود اجازه ندارند هیچگاه تهمت ها و بی عدالتی ها و فشارها را با زور بازو و قدرتنمایی جواب نداده اند. هدف دیانت بهائی "صلح جهانی" و "وحدت در کثرت" است. آیا این هدف برای به انجام رسیدن به دشمنی و جنگ دامن خواهد زد؟ آیا این هدف بمب و تفنگ را وسیله قرار می دهد؟ آنچه همه جهانیان به آن اذعان دارند عدم آزار بهائیان برای دیگران است. این نکته ایست که بسیاری از هموطنان ما نیز به آن اعتراف می کنند و بسیار مشاهده کرده ایم که در چنین موقعیت هایی هموطنان ما بدون توجه به عقاید دینی خود به دفاع از بهائیان پرداخته اند و آنان را نمونه ی کامل صداقت و مظلومیت معرفی کرده اند. چه کسی باور می کند کسانی که بیش از یک و نیم قرن راهکارهای صلح جهانی و وحدت جهانی را مرور کرده اند و در این راه جان ها داده اند به یک باره دست به اقدامی چنین نفرت بار بزنند؟ چرا یک بار هم که شده قبول نمی کنند که دیانت بهائی آن چیزیست که بهائیان می خوانند و می بینند و عمل می کنند و نه آن چیزیست که دشمنان این دیانت مقدس (همانند تمامی دشمنان) به ناحق قصد القاء آن به ذهن دیگران را دارند؟ خوب است اندکی فکر کنیم. دیانتی که دستورات آن همگی بر پایه ی وحدت و صلح و برابری است برای چه کسی و چرا خطر دارد؟ چرا عده ای باید بکوشند تا جلوی افشای حقیقت را بگیرند و یا آن را وارونه نشان دهند؟ مسلما یافتن پاسخ این سوال چندان سخت نخواهد بود. این رسم جهان است که حقیقت و خوبی دشمن داشته باشد. چیزی که مسلم است اینکه تاریخ خود گویای همه چیز است. همانگونه که در گذشته نیز امر خداوند بدون مشکلی پیش رفت امروز نیز اینگونه خواهد شد. روزها و سالها می گذرد و آنچه باقی خواهد ماند نه اثری از مخالفین است و نه خاطره ای از آنان. از جنگ ها جز خاطره ای نمی ماند و از ویرانه ها تنها یادی... و آنچه باقی می ماند تنها حقیقت است...
ریمو ۱۳۸۷/۲/۱ |
|