تبليغاتX
زبان واحد - صلح جهانی

ترک تعصبات , لازمه صلح جهانی


بيان روز

ای فرزند کنیز من, از لسان رحمن سلسبیل معانی بنوش و از مشرق بیان سبحان اشراق انوار تبیان من غیر ستر و کتمان مشاهده نما. تخمهای حکمت لدنیم را در ارض طاهر قلب بیفشان و بآب یقین آبش ده تا سنبلات علم و حکمت من سرسبز از بلده طیبه انبات نماید.


در عملياتى مشابه دستگيرى‌هاى مرگبار سال‌هاى دهه ١٩٨٠، بازداشت شش تن از رهبران جامعۀ بهائى در ايران 

نيويورک
١
۵ می ۲٠٠٨ برابر با ۲۶ اردیبهشت ١۳٨٧
سرويس خبرى مرکز جهانى بهائى

یاران ایران

تمامى هفت تن اعضاى گروهی که به امور بهائيان ايران رسیدگی می‌کنند بازداشت شدند. شش تن از آنها صبح روز ۲۶ اردیبهشت در منازلشان در تهران دستگير شدند. نشسته از چپ به راست، آقاى بهروز توكلى، آقاى سعيد رضائى، و ایستاده، خانم فريبا كمال آبادى، آقاى وحيد تيزفهم، آقاى جمال الدين خانجانى، آقاى عفيف نعيمى و خانم مهوش ثابت هستند.

شش تن از رهبران جامعۀ بهائيان ايران ديروز در عمليات هماهنگ شده‌اى دستگير و به زندان مشهور اوين منتقل شدند. اين دستگيرى‌ها به طرز نگران كننده‌اى يادآور دورۀ مشابهى در سال‌هاى ١٩٨٠ است كه تعداد كثيرى از رهبران جامعۀ بهائى به طور جمعى بازداشت و مآلاً به قتل رسيدند.

صبح روز چهارشنبه مأمورين امنيتى بعد از ورود به منازل اين شش مرد و زن، كه همگی اعضاى گروهی هستند که در سطح ملی به حد اقل امور بهائيان ايران رسیدگی می‌کند، پس از پنج ساعت تجسس آنها را به همراه خود بردند.

هفتمين عضو اين گروه هماهنگ كننده در اوائل ماه مارس بعد از آنكه ظاهراً به بهانۀ ساده‌اى به وزارت اطلاعات احضار شده بود در مشهد بازداشت شد.

خانم بانى دوگال، نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل متحد، گفت: "ما شديدا به بازداشت‌هاى خواهران و برادران بهائی خودمان در ايران معترضيم. تنها جرم اين افراد اعتقاد آنها به آئين بهائى است."

وى افزود: "آنچه اين دستگيرى‌ها را بيشتر نگران كننده مى‌كند شباهت آن با بازداشت و ربودن اعضاى دو شوراى ملى ادارۀ جامعه بهائى ايران در سال‌هاى اوليۀ دهۀ هشتاد است كه به مفقودى يا اعدام ١٧ نفر منجر گردید."

خانم دوگال اضافه كرد: "حملات به خانه‌هاى اين بهائيان سرشناس به طور كاملاً هماهنگ انجام شده است و نشان دهندۀ يك تلاش در سطح بالا براى آسیب رساندن دو باره به جامعۀ بهائی ايران و مرعوب ساختن اعضای آن است."

بازداشت شدگان روز گذشته عبارتند از: خانم فريبا كمال آبادى، آقاى جمال الدين خانجانى، آقاى عفيف نعيمى، آقاى سعيد رضائى، آقاى بهروز توكلى و آقاى وحيد تيزفهم. همه ساكن تهران. خانم كمال آبادى و آقايان توكلى و تيزفهم پيشتر نيز بازداشت و پس از گذراندن دوره‌هائى از پنج روز تا چهارماه آزاد شده بودند.

خانم مهوش ثابت، عضو بازداشت شده در پنجم ماه مارس در مشهد، نيز ساكن تهران است. خانم ثابت، در مشهد برای پاسخگوئى به سؤالاتى در بارۀ دفن يك فرد در گورستان بهائيان شهر به وزارت اطلاعات احضار شده بود.

در ٢١ اوت سال١٩٨٠ همۀ نه نفر اعضاى محفل روحانى ملى بهائيان ايران ربوده شدند و بعداً هم نشانى از آنها پيدا نشد. مطمئناً همگى آنها به قتل رسيده‌اند.

بلافاصله محفل روحانى ملى بهائيان ايران مجددا تشكيل شد اما اين محفل نيز با اعدام هشت عضو آن در بیست و هفتم دسامبر سال ١٩٨١ دو باره متلاشى گرديد.

تعدادى از اعضاى شوراهاى محلى بهائى، معروف به محافل محلى بهائى، نيز در سال‌هاى نخستين دهۀ ١٩٨٠ بازداشت و اعدام شدند تا اينكه بالاخره فريادهاى اعتراض بين‌المللى حكومت ايران را مجبور كرد از سرعت اعدام بهائيان بكاهد. از سال ١٩٧٩ بيش از دويست بهائى در ايران كشته يا اعدام شده‌اند هرچند از سال ١٩٩٨ به بعد كسى به اين عنوان اعدام نشده است.

در سال ١٩٨۳ حكومت ايران همۀ مؤسسات رسمى ادارى بهائى را غيرقانونى اعلام كرد و به دنبال آن جامعه بهائى ايران محفل روحانى ملى را كه نهادى منتخب جامعه است به همراه قريب به چهارصد شوراى منتخب محلى تعطيل كرد و بهائیان در سراسر ایران تقریباً تمام فعالیت‌های تشکیلاتی خود را متوقف کردند.

گروه غير رسمى ملى، معروف به ياران، كه جمع دستگير شدگان ديروز و ماه مارس تنها اعضاى آن هستند، بعداً با اطلاع مقامات دولتی براى رسيدگى به نيازهاى گوناگون جامعۀ سيصد هزار نفرۀ بهائيان ايران كه بزرگترين اقليت مذهبى در كشور است، تشكيل گرديد.

نوشته شده توسط سمیرا | شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 | 15:55 | لینک ثابت | موضوع: |

بازداشت همه اعضای رهبری بهائیان بدون هیچ اتهامی 

سلامتی و امنیت بازداشت شدگان در خطر است 
 

26 اردیبهشت ماه 1387 – کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از مقامات قضایی  ایران خواست که با توجه به قوانین داخلی و بین المللی، در باره بازداشت شش نفر از اعضای رهبری جامعه بهائیان در روز 25 اردیبهشت ماه 1387 و انتقال آنها به زندان اوین،  توضیح دهد. جامعه بهائیان در ایران، که با نام یاران  فعالیت می کنند، 7 عضو رهبری دارد که 6 نفر از آنها دیروز بازداشت شدند و نفر هفتم که در 15 اسفند ماه 1386 در مشهد بازداشت شده بود، همچنان زندانی است. تاکنون هیچ اتهامی علیه این افراد اعلام نشده است.
 همه این افراد بازداشت شده همواره بطور فردی و منظم احضار، بازجویی و بازداشت شده اند، اما این اولین باری است که همه آنها بصورت گروهی دستگیر می شوند و به این ترتیب تمام اعضای رهبری جامعه بهائیان ایران در بازداشت هستند.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اعلام کرد که "ما عمیقا نگران این هستیم که این بازداشت بدون اتهام تمامی اعضای رهبری جامعه بهائیان ایران با خشونت علیه بهائیان و محاکمه های غیر قانونی آنها در ایران همراه شود." این کمپین تاکید می کند که "محاکمه اقلیتهای مذهبی، نه ثبات داخلی و نه امنیت بین المللی، هیجکدام را برای ایران به ارمغان نخواهد آورد"
نیروهای امنیتی در صبح روز 25 اردیبهشت ماه، فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی و وحید تیزفهم را پس از تفتیش وسایل شخصی، در خانه هایشان بازداشت کردند.
مهوش ثابت؛ نفر هفتم از اعضای رهبری جامعه بهائیان ایران، از 15 اسفند ماه 1386  در بازداشت بدون هیچ ارتباط با بیرون بسر می برد. طبق اطلاعات رسیده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، خانواده خانم ثابت فقط یک بار امکان دیدار با ایشان رابسیار کوتاه داشتند، و آنهم زمانی بود که نیروهای وزارت اطلاعات و امنیت ایشان را به مکان عمومی برده بودند و اعضای خانواده ایشان، مهوش  را شناسایی کردند. بجز این دیدار کوتاه، خانواده مهوش ثابت تاکنون از هرگونه تماسی، حتی تلفنی با ایشان محروم بوده اند.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران می گوید :" دلیل اینکه نگران سلامتی و امنیت مهوش ثابت هستیم این است که بازداشت و نگهداری ایشان بدون هیچ تماسی با بیرون به صورت شکلی از شکنجه در آمده است. چیزی که در مورد همکاران ایشان نیز می تواند به پیش برده شود."
یک چنین دستگیری ای با توجه به رفتارهای قبلی و اخیر با بهائیان در ایران نگران کننده و هشدار دهنده است. در دهه 1360، دولت ایران، رهبری جامعه بهائیت را با دستگیری های وسیع هدف قرار داد و 17 نفر از اعضای رهبری آن را اعدام کرد. در سه سال گذشته تعداد اعدام از همه نوع آن در ایران به ناگهان سرعت گرفته و هر سال دو برابر شده است.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از جامعه بین المللی، سازمان ملل و اتحادیه اروپا می خواهد که به یک چنین بازداشتهای بی موردی اعتراض کنند ودر صورتی که بر اساس معیارهای بین المللی هیچ اتهامی متوجه آنها نیست، آزادی فوری همه اعضای بازداشت شده بهایی را خواستار شوند.

منبع:       http://www.iranhumanrights.org/farsi/bahaidetentions.html 


برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ "بیائید انسان باشیم" مراجعه نمایید.

نوشته شده توسط ریمو | شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 | 0:59 | لینک ثابت | موضوع: |

دیدگاه دیانت بهائی نسبت به اسلام 

پیروان آئین بهائی از بدو پیدایش آن در ۱۶۰ سال پیش تا کنون همواره با صداقت و صمیمیت از اسلام دفاع کرده و بدون هیچ ملاحظه حقّانیت پیامبر اسلام و منشأ الهی آن دین را ثابت کرده اند. در این راستا کتب و رسالات و مقالات مختلف نوشته اند و در سخنرانیها و سمینارهای منعقده در اروپا و آمریکا که مروج آن بواسطهء رواج شایعــــات و روایات بی اساس تا حدی با نظر شکّ و تردید به آئین مبین اسلام می نگریدند حقائق اساسی شریعت مقدّس اسلام را بیان می کنند. بدیهی است در هنگام تشریح تاریخ و تعالیم اسلام بین اساس و حقیقت اسلام و پیرایه ها و خرافات و رسوم منتسب به آن تمیز قائل میشوند و باصطلاح آب را از سرچشمهء آن گرفته و از بدعتها آلودگیهای ناشی از افکار و پندارهای ناصواب جـــدا می کنند.
قابل ذکر است که بسیاری از پیروان آئین بهائی قبلاً مسیحی و یا معتقد به ادیان دیگری بوده اند و در آنوقت حضرت محمّد (ص) را بعنوان پیامبر راستین نمی شناختند ولی پس از ایمان به امر بهائی به حقّانیت رسول اکرم و ائمهء اطهار اقرار و اعتراف کرده و قرآن مجید را وحی الهی و کلام آسمانی محسوب میدارند. متأسّفانه این حقیقت بواسطهء تبلیغات سوء از نظر اکثر مسلمین پوشیده است و خدمتی را که جامعهء بهائی در شناساندن مقام و رتبهء رسالت نبی اکرم در بین ملیونها پیروان ادیان دیگر نموده مسکوت مانده و نادیده گرفته شده است.
گفتنی است که ۸۰ سال قبل حضرت عبدالبهاء فرزند شارع امر بهائی و مرجع بهائیان جهان طی سفر سه سالهء خویش در اروپا و آمریکا در مجالس و کلیساها و حتّی کنیسهء یهودیان در اثبات مقام نبوّت و عظمت رسول اکرم داد سخن داده در نامه ای از آمریکا خطاب به بهائیان شرق می نویسد: "... تابحــــال در این دیار نفسی نتوانســـــت ذکری از حضـــــرت رســــــــول علیـــــه السلام کند. علی الخصوص در کنائس و معابد مسیحیان و کلیمیان، بلکه حکایات و روایات عجیبهء مفتریه در السن خلق منتشر بود که جمیع استهزاء میکردند ولی حال الحمدلله در صدر کنائس اثبات نبوّت حضرت میشود و ابداً نفسی اعتراض ننماید و جمیع گوش میدهند و ساکت و صامت هستند..." (مکاتیب عبدالبهاء جلد ۴ – ص ۸۹ – ۹۰).
دیدگاه دیانت بهائی در مورد اسلام مختصراً از اینقرار است:
-- اسلام آئین بر حقّ و مؤسّس آن رسول اکرم (ص) مبعوث من جانب الله است و قرآن مجید کتاب آسمانی است.
-- اساس اسلام بر پایهء ایمان به یکتائی خداوند، حقّانیّت همهء انبیاء و کتب مقدّسه از تورات و انجیل و زبور است. در قرآن مجید مکرراً به صحّت و اصالت انبیاء گذشته تأکید و تصریح گشته و تفاوت و تبعیض در مورد مقام و منزلت آن بزرگواران قائل نشده است "لا نفرّق بین احد من رُسُلِه"
-- هدف غائی نبی اکرم (ص) بر طبق آیات قرآن مجید تزکیه و تهذیب اخلاق و تعلیم حکمت بین مردمان و رفع اختلافات قومی و ایجاد الفت بین مؤمنین بوده است.
-- شریعت اسلام حاوی اصول و احکامی بود که مدت یکهزار سال ضامن حفظ و بقاء امّت و موجب نظم و ادارهء جامعه و امّت اسلامی و ارتباط بین اقوام و ملل متفاوت بود.
-- اصول و مبادی اخلاقی و روحانی اسلام شامل حقائق معنوی است که پایدار و دائمی است همچون اصل عدالت، مروت، صداقت، محبّت که در واقع در همهء ادیان نیز ملاحظه میشود و تغییر ناپذیر است.
اکنون اگر پرسیده شود پس اختلاف دیدگاه بهائی با اعتقادات رایج مسلمانان کدامست؟ میتوان به اجمال گفت : فلسفهء اعتقادی بهائی بر این امر تأکید میکند که فرامین هدایت و فیض الهی مستمرّ و بدون انقطاع است، بعبارت دیگر خداوند منّان بر حسب شرائط و ضروریات هر عصر و زمان، تعالیم و احکام مناسبی برای حلّ مشکلات فردی و اجتماعی بشر عنایت میکند. پر واضح است که حامل این پیام و احکام الهی غیر از انبیاء و پیمبران یعنی نمایندگان حقّ تعالی که واسطهء ارتباط عالم بالا با مردم زمین میباشند نمی تواند باشد. چنانچه در قرآن مجید آمده که هرگاه نسخ حکم و آیه ای لازم آید خداوند بنفسه اقدام مینماید و وضع قانون و شریعت تازه میفرماید.
هر ناظر بیطرف و با انصاف با توجّه به تحوّلات عمیق و شگرف یکی دو قرن گذشته در عرصهء اجتماعی و منجمله ارتباطات بین کشورها و برخورد فرهنگها و تمدنها که نتیجهء کشف وسائل حمل و نقل و ارتباط سریع بین کشورها و اقوام است تصدیق میکند که در این مرحله از تکامل انسان در کرهء خاکی مسائل و مشکلات و چالشهای تازه ای پیدا شده که مستلزم راه حل های جدید و قوانین و احکام بدیع است  که الزاماً با اصول و احکام قدیم مختلف است. بهائیان معتقدند که بمصداق آیهء کریمه "کلّ یوم هو فی شأن" یعنی هر روز شرائط و حالات ویژهء خود را دارد باید با راهنمائی و هدایت الهی بدرمان دردهای مزمن جهان پرداخت و بر این باورند که خداوند در این عصر بر بشر منّت گذاشته و با ظهور پیامی آسمانی و دیانتی جدید توسط حضرت بهاءالله قوانین و تعالیمی موافق و مناسب حوائج عالم انسان برای رفع علل و عوامل دوری و اختلافات ملل و دول عالم و تأسیس وحدت و اتحاد بین مردم و صلح پایدار و عمومی و بسط عدالت اجتماعی ابلاغ فرموده است که از آنجمله تساوی حقوق همهء افراد بشر اعم از سفید و سیاه، مؤمن یا غیر مؤمن، زن و مرد و مختصر همهء ساکنین روی این کرهء خاکی است و رفع همهء تعصبات نژادی، مذهبی و سیاسی.
بحث و توضیح اصل "وحدت عالم انسانی" در این نوشتهء کوتاه ممکن نیست و باید در مقالات دیگری بآن پرداخت تنها باین نکته اشاره میشود که پس از قریب یکقرن از ابلاغ پیام حضرت بهاءالله اعلامیهء جهانی حقوق بشر تقریباً بر همهء مبادی و اصول پیشنهادی و اعتقادی فوق الذکر صحّه گذاشت و آنرا جهت تصویب به دول جهان ابلاغ کرد (که ایران هم در زمرهء امضاء کنندگان آن منشور است)
بهائیان بر این باورند که ظهور آئین بهائی بمنزلهء تحقق وعده ها و انتظارات همهء ادیان است چه که بلا استثناء همه در کتب مقدّسهء خود به قیام "منجی" بزرگ عالم در پایان و آخرالزمان با انتشارات و اصطلاحات مختلف اشاره کرده اند و آیات و احادیث اسلامی نیز در این باره تأکید دارد و بشارت به ظهور موعود بوفور در آن دیده میشود. با ظهور دیانت بهائی پیام وحدت و صلح در جهان منتشر گردید و در عین حال اصالت و حقیقت همهء انبیاء و پیامبران و علی الخصوص رسول اکرم (ص) ابلاغ و تصریح گشت تا بارادهء الهی دشمنیها و سوء تفاهمات دیرینه به دوستی و الفت و آشتی مبدّل گردد.

 

نوشته شده توسط حسام | جمعه بیستم اردیبهشت 1387 | 0:54 | لینک ثابت | موضوع: گردآوری |

قسمتی از لوح مبارک حضرت بهاالله به مناسبت ایام رضوان 

                                              هوالعلی العالی الاعلی
ای بلبلان الهی از خارستان ذلت به گلستان معنوی بشتابید و ای یاران ترابی قصد آشیان روحانی فرمایید مژده بجان دهید که جانان تاج ظهور بر سر نهاده و ابوابهای گلزار قدم را گشوده چشمها را بشارت دهید که وقت مشاهده آمد و گوشها را مژده دهید که هنگام استماع آمد دوستان بوستان شوق را خبر دهید که یار بر سر بازار آمد و هدهدان یبا را آگه کنید که نگار اذن بار داده ای عاشقان روی جانان غم فراق را بسرور وصال تبدیل نمایید و سم هجران را به شهد لقا بیامیزید، اگرچه تا حال عاشقان از پی معشوق دوان بودند و حبیبان از پی محبوب روان در این ایام فضل سبحانی از غمام رحمانی چنان احاطه فرموده که معشوق طلب عشاق می نماید و محبوب جویای احباب گشته این فضل را غنیمت شمرید و این نعمت را کم نشمرید نعمتهای باقیه را نگذارید و به اشیای فانیه قانع نشوید. برقع از چشم قلب بردارید و پرده از بصر دل بردرید تا جمال دوست بی حجاب بینید و ندیده ببینید و نشنیده بشنوید ای بلبلان فانی در گلزار باقی گلی شکفته که همه ی گلها نزدش چون خار و جوهر جمال نزدش بی مقدار پس از جان بخروشید و از دل بسروشید و از روان بنوشید و از تن بکوشید که شاید به بوستان وصال درآئید و از گل بی مثال ببویید و از لقای بی زوال حصه برید و از این نسیم خوش صبای معنوی غافل نشوید و از این رائحه قدس روحانی بی نصیب نمانید. این پند بندها بگسلد و سلسله ی جنون عشق را بجنباند و دلها را به دلدار رساند و جانها به جانان سپارد قفس بشکند و چون طیر روحی قصد آشیان قدس کند... .      

نوشته شده توسط حسام | دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 | 18:37 | لینک ثابت | موضوع: مناجات |

اعظم واقعه در تاریخ  

 

 اگر بدقّت بمراحل ترقّی و تقدّم انسان چنانکه در صفحات تاريخ مضبوط است مراجعه کنيم واضح و مشهود گردد که عامل اصلی در ترقّی عالم انسانی ظهور نفوسی است که در ازمنه مختلفه قيام کرده از حدود عقايد متداوله عصر خود پا فراتر نهاده کاشف حقايق و اسراری بوده‌اند که تا آن زمان مجهول بوده است . فی الحقيقه تقدّم و تجدّد عالم در مقام اوّل مرهون مخترعين و مبتکرين و نوابغ و انبياست.
     کارلايل فيلسوف انگليسی ميگويد :
     " اين حقيقت بنظر ما بسيار واضح و روشن است که ... کسيکه نزدش حکمت ساميه و حقيقتی روحانی و بيسابقه باشد نه فقط از ده‌ها و هزارها نفر بلکه از کلّيّهء کسانيکه دارای آن قوّه نيستند تواناتر است و با قدرتی آسمانی و ملکوتی در ميان خلق ظاهر ميشود چنانکه گوئی با شمشيری از اسلحه خانه عالم بالا آمده که هيچ سپر و برج و باروی آهنين يارای مقابله با او را ندارد. "
     در تاريخ علوم و فنون و موسيقی شواهد زيادی بر اين حقيقت در دست است ولی در هيچ مورد اهمّيّت عظيم اين فرد ممتاز و رسالت او آنقدر که در عرصه ديانت مشهود است واضح و آشکار نيست. زيرا ملاحظه گشته که در طول قرون و اعصار هرگاه حيات روحانی انسان بانحطاط و تدنّی گرائيده و اخلاق عمومی فاسد شده پيامبری که وجودش حيرت انگيز و اسرارآميز است در بين خلق مبعوث گشته و فريداً وحيداً در مقابل اهل عالم بدون اينکه احدی از افراد نوع بشر شايستگی و لياقت تعليم يا راهنمائی او را داشته يا افکار عاليه او را بطور کامل درک نموده يا در مسئوليّت او شرکت جسته باشد، مانند شخصی بينا در ميان نابينايان برخاسته و رسالت حقّ و حقيقت و عدالت خود را اعلان نموده است . چنانچه در هر عصری يکی از مظاهر بزرگ ربّانی مانند حضرت کريشنا و حضرت زردشت و حضرت موسی و حضرت عيسی و حضرت محمّد بفاصلهء چند قرن از يکديگر در افق شرق ظاهر و مانند شمس روحانی افکار تاريک انسانی را روشن و نفوس نائمه را بيدار کرده‌اند . در ميان اين مؤسّسين اديان هر چند بعضی دارای امتياز خاصّ می‌باشند با اينحال نظر ما دربارهء افضليّت نسبی آنان هر چه باشد مجبور باذعان اين حقيقت هستيم که آنها بزرگترين عامل مؤثّر در تربيت و تهذيب نوع بشر بوده‌اند همه باتّفاق اعلام ميدارند که کلامشان از جانب خود نبوده بلکه بوحی الهی است و آنان حاملين آن هستند . در کتب و صحف و بياناتشان اشارات و مواعيد بسياری موجود است مشعر بر اينکه در آخر الزّمان يک مربّی بزرگ جهانی ظاهر گردد که مساعی آنان را اکمال و بثمر رساند و بر بسيط زمين حکومت صلح و عدالت مستقرّ سازد و همه اجناس و اديان و ملل و قبائل را اعضای عائله واحده گرداند تا جز " يک رمه و يک شبان " باقی نماند و خلق جهان از کوچک و بزرگ بمعرفت اللّه و محبّت اللّه نائل شود .
     شکّی نيست که ظهور اين " مربّی عالم انسانی " در آخر الزّمان هنگاميکه ظاهر شود بزرگترين واقعه در تاريخ انسانی بشمار ميآيد. و اکنون ديانت بهائی بعالميان اين بشارت را اعلام ميدارد که اين مربّی عظيم ظاهر و آيات و بيّناتش باهر و مدوّن و موجود و هر طالب حقيقتی ميتواند در آن تمعّن کرده دريابد که " يوم الرّبّ " اکنون طالع و " شمس حقيقت " اشراق نموده است .
                                                                                            " بهاالله و عصر جدید نوشته ی

                                                                                                        ج.ای.اسلمنت

                                             

 

نوشته شده توسط حسام | شنبه هفتم اردیبهشت 1387 | 0:19 | لینک ثابت | موضوع: مقالات |

بمب گذاری یا انفجار؟ رهپویان, برنده یا بازنده؟ 

( این پست اصلا سیاسی نیست. بیشتر گله ای است از تمامی کسانی که آب را گل آلود دوست دارند و در ماهیگیری استادند. )

در شب بیست و چهارم فروردین ماه حادثه ای در شیراز اتفاق افتاد که صرف نظر از علت و چگونگی رخ دادن آن ‌تمامی اقشار مردم را غصه دار نمود. در حسینیه سیدالشهدا که محل برگذاری جلسات "کانون رهپویان وصال" است انفجاری رخ داد که باعث کشته شدن دوازده نفر و زخمی شدن حدود دویست تن از هم وطنان ما گردید.

ما هم به نوبه خود از این اتفاق متاثر شدیم و برای شادی روح تمام رفتگان دعا می کنیم و سلامتی هرچه زودتر تمامی آسیب دیدگان را از خداوند طالبیم و آرزومند روزی هستیم که شنیدن اخباری این چنین افسانه باشد و برای همگان غریب.

اما آنچه جای بحث دارد اتفاقات چند روزه بعد از این ماجرا و تناقضات موجود در آن بود. تناقضات موجود باعث شد هر کسی در هر شرایطی به خود اجازه دهد هرگونه که از ماجرا سود می برد آنرا بیان کند و شرایط موجود در ایران نیز به این تنش دامن می زند.

در حالی که دولت ایران به طور رسمی این اتفاق را حادثه و "ناشي از وجود برخي از مهمات جنگي موجود در غرفه يادمان شهداء در حسينيه سيدالشهدا" اعلام می کند (پايگاه اطلاع رساني وزارت كشور) گروه هایی نیز که به دلایل سیاسی با حکومت ایران مشکل دارند آنرا "بمب گذاری" اعلام و به خود منتسب می کنند تا شاید از این طریق کسب اعتبار کنند (و شاید که حقیقت را می گویند... در این آشفته بازار کسی به دنبال حقیقت هست؟)

در این میان جبهه گیری کانون رهپویان بسیار حساب شده و البته مخصوص به خود است. این کانون که توسط حجت الاسلام انجوی نژاد اداره و رهبری می شود از لحظه انفجار کوشید تا با بیان اتهام به وهابیون و بهائیان از این انفجار به نفع خود استفاده کند و در واقع برای دشمنی دیرینه خود دلیل بتراشد و برای اقدامات بعدی خود بهانه سازی کند. آنچه مسلم است در هر حادثه این چنینی ابتدا به دشمنان مشکوک می شوند و کانون رهپویان نیز همین اقدام را (البته با بیش از کمی بی انصافی و نه از جهت تشخیص واقعیت) انجام داده است.

بهائیان ایرانی همواره در طی بیش از یکصد و شصت سال گذشته مورد انواع آزار و اذیت قرار گرفته اند و جان و مال خود را از دست داده اند و به چشم خود هر آنچه بی عدالتی بوده دیده اند و دم بر نیاورده اند. چگونه می توان دم از ناراحتی زد در راهی که به پایان آن ایمان داریم؟ بهائیان نه از آن جهت که جسما توانایی ندارند بلکه به دلیل اینکه از مولای خود اجازه ندارند هیچگاه تهمت ها و بی عدالتی ها و فشارها را با زور بازو و قدرتنمایی جواب نداده اند.

هدف دیانت بهائی "صلح جهانی" و "وحدت در کثرت" است. آیا این هدف برای به انجام رسیدن به دشمنی و جنگ دامن خواهد زد؟ آیا این هدف بمب و تفنگ را وسیله قرار می دهد؟

آنچه همه جهانیان به آن اذعان دارند عدم آزار بهائیان برای دیگران است. این نکته ایست که بسیاری از هموطنان ما نیز به آن اعتراف می کنند و بسیار مشاهده کرده ایم که در چنین موقعیت هایی هموطنان ما بدون توجه به عقاید دینی خود به دفاع از بهائیان پرداخته اند و آنان را نمونه ی کامل صداقت و مظلومیت معرفی کرده اند.

چه کسی باور می کند کسانی که بیش از یک و نیم قرن راهکارهای صلح جهانی و وحدت جهانی را مرور کرده اند و در این راه جان ها داده اند به یک باره دست به اقدامی چنین نفرت بار بزنند؟ چرا یک بار هم که شده قبول نمی کنند که دیانت بهائی آن چیزیست که بهائیان می خوانند و می بینند و عمل می کنند و نه آن چیزیست که دشمنان این دیانت مقدس (همانند تمامی دشمنان) به ناحق قصد القاء آن به ذهن دیگران را دارند؟

خوب است اندکی فکر کنیم. دیانتی که دستورات آن همگی بر پایه ی وحدت و صلح و برابری است برای چه کسی و چرا خطر دارد؟ چرا عده ای باید بکوشند تا جلوی افشای حقیقت را بگیرند و یا آن را وارونه نشان دهند؟ مسلما یافتن پاسخ این سوال چندان سخت نخواهد بود. این رسم جهان است که حقیقت و خوبی دشمن داشته باشد. چیزی که مسلم است اینکه تاریخ خود گویای همه چیز است. همانگونه که در گذشته نیز امر خداوند بدون مشکلی پیش رفت امروز نیز اینگونه خواهد شد.

روزها و سالها می گذرد و آنچه باقی خواهد ماند نه اثری از مخالفین است و نه خاطره ای از آنان. از جنگ ها جز خاطره ای نمی ماند و از ویرانه ها تنها یادی...

و آنچه باقی می ماند تنها حقیقت است...

 

ریمو

۱۳۸۷/۲/۱

نوشته شده توسط ریمو | یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 | 14:27 | لینک ثابت | موضوع: مقالات |