تبليغاتX
زبان واحد - صلح جهانی

ترک تعصبات , لازمه صلح جهانی


بيان روز

ای فرزند کنیز من, از لسان رحمن سلسبیل معانی بنوش و از مشرق بیان سبحان اشراق انوار تبیان من غیر ستر و کتمان مشاهده نما. تخمهای حکمت لدنیم را در ارض طاهر قلب بیفشان و بآب یقین آبش ده تا سنبلات علم و حکمت من سرسبز از بلده طیبه انبات نماید.


مظاهر ظهور الهی - وحدت ادیان 

آنچه به طور مشترک مورد اذعان پيروان جميع اديان جهان است ، اين است که روح انسان به واسطهء پيامبران يعنی مظاهر ربانی با جهان الهی مرتبط می‏گردد و اين ارتباط است که به زندگی انسان معنی و مفهوم واقعی می‏بخشد . بعضی از مهمترين فقرات آثار حضرت بهاءاللّه اختصاص به تبيين و تشريح مفصّل کيفيّت و نقش اين مرايای تجلّی وحی الهی ، يعنی پيامبران و يا "مظاهر ظهور الهی" پيدا نموده است . تمثيلی که در اين بيانات به تکرار ديده می‏شود تمثيل آفتاب در طبيعت است . در حالی که خورشيد در بعضی از خصائص با ساير اجرام منظومهء شمسی مشترک و مشابه است و ليکن با آنها از آن جهت متفاوت است که خود منشأ نور در آن منظومه است . کرات و اقمار در اين منظومه منعکس کنندهء نورند و حال آن که درخشش و نورافشانی در ذات خورشيد است . اين منظومه به دور محور ، يعنی خورشيد در گردش است و هر يک از اجرام آن نه تنها تحت تأثير ترکيب خاص خود هستند بلکه از ارتباط با منشأ نور يعنی خورشيد نيز متأثّر می‏باشند .
به همين نحو حضرت بهاءاللّه اظهار می‏دارند که شخصيّت بشری مظهر ظهور الهی که با ساير افراد بشر همانند است در عين حال به نحوی از ساير مردمان متفاوت و ممتاز می باشد تا قابل و شايستهء تجلّی ظهور الهی گردد . ظاهراً تناقضی که در اشارات مربوط به دو جنبهء اين مقام ، مثلاً در مورد حضرت مسيح مشاهده می‏شود باعث آشفتگی اذهان و بروز نفاق و اختلافات دينی در طول تاريخ شده است . حضرت بهاءاللّه در اين خصوص می‏فرمايند :
" آنچه در آسمانها و زمين است محالّ بروز صفات و اسمای الهی هستند ... خاصّه انسان که از بين موجودات ... به اين شرافت ممتاز گشته چنانچه جميع صفات و اسمای الهی از مظاهر انسانی به نحو اکمل و اشرف ظاهر و هويدا است ... و اکمل انسان و افضل و الطف او مظاهر شمس حقيقتند بلکه ما سوای ايشان موجودند به اراده ايشان و متحرّکند به افاضه ايشان ... "
در طول تاريخ ، اعتقاد راسخ پيروان اديان مبنی بر اين که شارع ديانتی که بدان معتقدند دارای مقامی منحصر به فرد و بی‏نظير است ، محرّک پيدايش تصوّرات و تفکّراتی دربارهء ماهيّت و حقيقت مظهر ظهور الهی گشته است . امّا به علّت مشاکلی که در طريق حلّ و فهم تعبيرات و اشارات کنايی و مجازی مندرج در کتب مقدّسهء قبل وجود داشته اين تصوّرات از سير و تحرّک باز مانده و کوشش‏هائی که برای تحکيم و تبلور عقايد به صورت عقايد جزمی مذهبی صورت گرفته بجای آن که نيروئی برای توليد وحدت و اتّحاد باشد سبب تفرقه و انشعاب اديان در طول تاريخ شده است . به راستی با وجود اين که نيروی فراوانی صرف مطالعات و نکته سنجی های مذهبی شده - و شايد به همين علّت - امروز اختلافات عميق و شديدی در بارهء مقام واقعی حضرت محمّد در بين مسلمانان و در بارهء حضرت مسيح در ميان مسيحيان و در بارهء حضرت بودا در بين بوداييان وجود دارد . کاملاً واضح است که تضادّ آراء بر سر مقام مظهر ظهور الهی و مسائل ديگری از اين قبيل نه فقط در داخل يک دين اختلاف پديد آورده بلکه موجب بيگانگی و برخورد ميان اديان مختلف عالم نيز گرديده است .
برای درک تعاليم حضرت بهاءاللّه در بارهء وحدت اديان آن چه مخصوصاً شايان اهميّت است بيانات آن حضرت در بارهء مقام پيغمبران الهی است که يکی بعد از ديگری ظاهر شده‏اند و هر يک از آنان رسالتی در طول تاريخ روحانی بشر بر عهده داشته‏اند :
" مظاهر حق را دو مقام مقرّر است يکی مقام صرف تجريد و جوهر تفريد و در اين مقام اگر کلّ را به يک اسم و رسم موسوم و موصوف نمائی بأسی نيست ... مقام ديگر مقام تفصيل و عالم خلق و رتبهء حدودات بشريّه است در اين مقام هر کدام را هيکلی معيّن و امری مقرّر و ظهوری مقدّر و حدودی مخصوص است چنانچه هر کدام به اسمی موسوم و به وصفی موصوف و به امری ... مأمورند ... در مقام ثانی ... عبوديّت صرفه و فقر بحت و فنای باتّ از ايشان ظاهر است چنانچه می‏فرمايد :  " إنّی عَبْدُ اللّه وَ ما أنا إلّا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ ... " اگرشنيده شود از مظاهر جامعه : " إنّی أنا اللّهُ " حقّ است و ريبی در آن نيست چنانچه به ظهور و صفات و اسمای ايشان ظهور اللّه و اسم اللّه و صفة اللّه در ارض ظاهر ... و اگر نغمهء " إنّی رسول اللّه " برآرند اين نيز صحيح است و شکّی در آن نه ... در اين مقام همه مرسلند از نزد آن سلطان حقيقی و کينونت ازلی ... هم چنين اگر بفرمايند " نحن عباد اللّه " اين نيز ثابت و ظاهر است چنانچه به ظاهر در منتهی رتبهء عبوديّت ظاهر شده‏اند احدی را يارای آن نه که به آن نحو از عبوديّت در امکان ظاهر شود ... "
"اين است که آنچه بفرمايند و هر چه ذکر نمايند از الوهيّت و ربوبيّت و نبوّت و رسالت و ولايت و امامت و عبوديّت همه حقّ است و شبهه در آن نيست پس بايد تفکّر در اين بيانات نمود تا ديگر از اختلافات اقوال مظاهر غيبيّه و مطالع قدسيّه احدی را اضطراب و تزلزل دست ندهد ... "

نوشته شده توسط رامین | جمعه بیست و ششم بهمن 1386 | 21:44 | لینک ثابت | موضوع: |

راهی برای زندگی 

حضرت بهاءاللّه به ما چنين تعليم داده است که انسان همانند "معدنی است که در آن گوهرهای گرانبها نهفته است،" خود انسان از اين گنج شايگان بی‌خبر است تا چه رسد بديگران.  مقصد از زندگی انسان آن است که استعدادهای نهفته‌اش را پرورش دهد تا هم خود از آن برخوردار گردد و هم در خدمت عالم انسانی بکارش برد. حضرت بهاءاللّه فرموده است که زندگی در اين جهان مانند زندگی جنينی کودک در رحم مادر است و اعضاء بدن انسان در عالم رحم رشد ميکند امّا هرچند آن اعضا در عالم جنين  بکار نميايد ولی رشد و نموّش لازم است تا کودک پس از تولد در اين عالم آنها را بکار برد و ناقص نباشد. بدين گونه، نيروهای اخلاقی و عقلی و روحانی، اعضاء و جوارح روح ما در اين عالم است. روح پس از خروج از اين عالم تا ابد در عوالم الهی باقی و در ترقّی است.

بنابراين روش زندگی بهائيان مستلزم رشد و نموّ معنوی است. نماز و مناجات روزانه روح را از قيود اين جهان محدود آزاد ميسازد و درهای جديدی را بروی ما ميگشايد. همکاری در برنامه‌های مفيد با مردمی که با يکديگر از همه حيث تفاوت دارند تعصّبات ديرينه را نابود ميسازد. الکل و موادّ مخدّر که عقل را زائل ميسازد جز در موارد لازم برای دارو و درمان حرام است و نيز غيبت و افترا که اعتماد بين مردمان را سست ميکند و روح اتّحاد را که سبب ترقّی انسان است از ميان ميبرد حرام است و بايد از آن احتراز نمود.

 

نوشته شده توسط رامین | دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 | 19:43 | لینک ثابت | موضوع: |

حضرت بهاءالله و جامعه ی کنونی - قسمت اول 

 با فرارسيدن هزارهء جديد، نياز حياتی نوع انسان در آن است که دربارهء طبيعت انسان و جامعهء انسانی ، به وحدت نظر دست يابد. اين نيازمندی در  يکصد سال اخير انگيزهء ظهور رشته‏ای از نظام های فکری و تحوّلات عقيدتی شده که دنيای ما را دستخوش تشنّج و آشوب های پی در پی ساخته است . نظامهائی که بنظر می‏رسد اکنون توان تحرک خود را از دست داده باشند. شور و هيجانی که اين کوشش ها در برداشته علی‏ رغم نتايج و ثمرات يأس‏ آور آنها ، خود گواه شدّت و عمق نيازی است که به آن اشاره شد . زيرا بدون يک اعتقاد مشترک دربارهء مسير تاريخ بشر ، به نظر نمی‏رسد بتوان پايه‏های چنان جامعه‏ای جهانی را بنيان گذاشت که اکثريّت مردم خود را نسبت به آن متعهّد احساس کنند. چنين چشم اندازی در آثار حضرت بهاءاللّه آشکارا ملاحظه می‏شود.حضرت بهاءاللّه که در قرن نوزدهم به رسالت الهی مبعوث گرديد و تأثير و نفوذ روزافزون تعاليمش مهمترين واقعهء تاريخ معاصر اديان است در ١٢ نوامبر ١٨١٧ در ايران متولّد گرديد و در سن بيست و هفت سالگی رسالتی را آغاز کرد که به‏تدريج افکار و قلوب چندين میليون نفوس روی زمين از هر نژاد و فرهنگ و ملّتی را مجذوب و مسخّر خود ساخت . اين پديده گر چه در جهان معاصر بی‏سابقه و نظير است وليکن با تغييرات عظيمی که در گذشته در مسير حيات مشترک بشری روی داده ارتباط دارد ، زيرا حضرت بهاءاللّه خود را حامل وحی آسمانی و پيامبر الهی در دوران بلوغ عالم انسانی اعلام فرمود. پيامبری که می‏بايد وعود همهء اديان گذشته را تحقّق بخشد و روابط و موجبات روحانی لازم را برای تأسيس وحدت عالم انسانی بوجود آورد. تأثيراتی که حيات و آثار حضرت بهاءاللّه تاکنون بجای گذاشته حدّاقلّ بايد توجّه هر فردی را که واقعا به اصاالت روحانی وجود انسان و هويّت معنوی او اذعان دارد و معتقد است که سازمان آيندهء کرهء ارض بايد با اتّکاء به چنين حقيقتی ايجاد گردد به خود جلب نمايد.  مدارک و شواهد اين مدّعا برای بررسی دقيق عموم افراد در دسترس است و برای اوّلين بار در تاريخ ، شرح مبسوط و سوابق و مآخذ معتبر مربوط به ظهور يک آئين مستقل و سرگذشت زندگانی مؤسّس آن در اختيار بشر قرار دارد . همچنين مدارکی در دسترس است که جريان و نحوهء استقبال مردم را از اين امر جديد نشان می‏دهد ، آنچنان استقبالی که سبب ايجاد جامعه‏ای جهانی گرديده است . جامعه‏ای که هم اکنون می‏تواند ادّعا کند که در واقع مرکّب از جميع عناصر و اجزاء متشکّلهء جامعهء بشری است .
تا اواسط قرن حاضر پيشرفت اين نهضت بالنّسبه از انظار پوشيده بود، چه که تعاليم حضرت بهاءاللّه تغيير دادن عقيده و ايمان نفوس را به عنف واکراه منع نموده است . اين درست برخلاف نحوه‏ای است که در گذشته معمول بوده ، چه بسياری از آراء و عقايد دينی با استفاده از عنف گسترش وسيع يافته‏اند. گذشته از اين رجحانی که جامعهء بهائی برای تأسيس جمعيّت‏های محلّی بهائی در سراسر جهان قائل بوده مانع پيدايش مراکز پرجمعيّت از بهائيان در يک کشور شده و از بسيج امکانات موجود برای برنامه های وسيع در زمينهء رساندن اطّلاعات لازم به عموم مردم نيز جلوگيری کرده است . آرنولد توين‏بی (Arnold Toynbee) از اينکه نهضت بهائی ممکن است حاکی از ظهور يک ديانت جديد جهانی باشد به هيجان آمده و در دههء ١٩٥٠ به اين نکته توجّه نمود که امر بهائی در اواسط قرن بيستم در ميان افراد تحصيل کردهء غربی همان قدر معروفيّت دارد که مسيحيّت در بين گروه مشابه در امپراتوری روم در قرن دوم شناخته شده بود .
در سالهای اخير که شمار اعضاء جامعهء بهائی در بسياری از کشورها به سرعت افزايش يافته اوضاع و احوال به گونه‏ای چشمگير تغيير کرده است . اکنون به راستی در دنيا ناحيه‏ای نمی‏توان يافت که در آن تعاليم حضرت بهاءاللّه برای ايجاد نحوهء جديدی از زندگی نفوذ نکرده باشد. احترام و تحسينی که به تدريج دواير دولتی و فرهنگی و سازمان ملل متّحد نسبت به طرح‏های توسعه و عمران اجتماعی و اقتصادی جامعهء بهائی ابراز می‏دارند دليل محکم ديگری بر لزوم بررسی و مطالعهء بی‏طرفانه و جدّی  قوّهء محرّکه‏ای است که موجب چنين تحوّل اجتماعی گشته تحوّلی که از نظر جنبه‏های مهم و حساس در جهان منحصر به فرد است .
در ماهيّت و فطرت اين قوّهء محرّکهء خلّاقه هيچ شک و ترديدی وجود ندارد. آثار حضرت بهاءاللّه مشتمل بر مواضيع و مطالبی بسيار متنوّع است :
از مسائل اجتماعی از قبيل امتزاج و وحدت نژادهای مختلف، تساوی حقوق زنان و مردان، خلع سلاح عمومی گرفته تا مسائل ديگری که مستقيماً به  حيات درونی روح انسانی ارتباط پيدا می‏کند . متون اصلی اين آثار در نهايت دقّت و مراقبت نگاهداری شده است ، چه آثاری که به خط حضرت بهاءاللّه مرقوم شده و چه آثاری که در حين نزول وحی بوسيله کاتبانی در حضور ايشان تحرير يافته و سپس صحّت آن نوشته‏ها مورد تصديق حضرت بهاءاللّه قرار گرفته است . طی ساليان متمادی طبق برنامه‏ای دقيق و منظّم قسمت‏هائی از اين آثار به بيش از هشتصد زبان در سراسر دنيا ترجمه شده و در هر نقطه و ديار در دسترس همگان قرار گرفته است .

ادامه دارد...

نوشته شده توسط رامین | دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 | 17:34 | لینک ثابت | موضوع: مقالات |