تبليغاتX
زبان واحد - صلح جهانی

ترک تعصبات , لازمه صلح جهانی


بيان روز

ای فرزند کنیز من, از لسان رحمن سلسبیل معانی بنوش و از مشرق بیان سبحان اشراق انوار تبیان من غیر ستر و کتمان مشاهده نما. تخمهای حکمت لدنیم را در ارض طاهر قلب بیفشان و بآب یقین آبش ده تا سنبلات علم و حکمت من سرسبز از بلده طیبه انبات نماید.


بازداشت همه اعضای رهبری بهائیان بدون هیچ اتهامی 

سلامتی و امنیت بازداشت شدگان در خطر است 
 

26 اردیبهشت ماه 1387 – کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از مقامات قضایی  ایران خواست که با توجه به قوانین داخلی و بین المللی، در باره بازداشت شش نفر از اعضای رهبری جامعه بهائیان در روز 25 اردیبهشت ماه 1387 و انتقال آنها به زندان اوین،  توضیح دهد. جامعه بهائیان در ایران، که با نام یاران  فعالیت می کنند، 7 عضو رهبری دارد که 6 نفر از آنها دیروز بازداشت شدند و نفر هفتم که در 15 اسفند ماه 1386 در مشهد بازداشت شده بود، همچنان زندانی است. تاکنون هیچ اتهامی علیه این افراد اعلام نشده است.
 همه این افراد بازداشت شده همواره بطور فردی و منظم احضار، بازجویی و بازداشت شده اند، اما این اولین باری است که همه آنها بصورت گروهی دستگیر می شوند و به این ترتیب تمام اعضای رهبری جامعه بهائیان ایران در بازداشت هستند.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اعلام کرد که "ما عمیقا نگران این هستیم که این بازداشت بدون اتهام تمامی اعضای رهبری جامعه بهائیان ایران با خشونت علیه بهائیان و محاکمه های غیر قانونی آنها در ایران همراه شود." این کمپین تاکید می کند که "محاکمه اقلیتهای مذهبی، نه ثبات داخلی و نه امنیت بین المللی، هیجکدام را برای ایران به ارمغان نخواهد آورد"
نیروهای امنیتی در صبح روز 25 اردیبهشت ماه، فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی و وحید تیزفهم را پس از تفتیش وسایل شخصی، در خانه هایشان بازداشت کردند.
مهوش ثابت؛ نفر هفتم از اعضای رهبری جامعه بهائیان ایران، از 15 اسفند ماه 1386  در بازداشت بدون هیچ ارتباط با بیرون بسر می برد. طبق اطلاعات رسیده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، خانواده خانم ثابت فقط یک بار امکان دیدار با ایشان رابسیار کوتاه داشتند، و آنهم زمانی بود که نیروهای وزارت اطلاعات و امنیت ایشان را به مکان عمومی برده بودند و اعضای خانواده ایشان، مهوش  را شناسایی کردند. بجز این دیدار کوتاه، خانواده مهوش ثابت تاکنون از هرگونه تماسی، حتی تلفنی با ایشان محروم بوده اند.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران می گوید :" دلیل اینکه نگران سلامتی و امنیت مهوش ثابت هستیم این است که بازداشت و نگهداری ایشان بدون هیچ تماسی با بیرون به صورت شکلی از شکنجه در آمده است. چیزی که در مورد همکاران ایشان نیز می تواند به پیش برده شود."
یک چنین دستگیری ای با توجه به رفتارهای قبلی و اخیر با بهائیان در ایران نگران کننده و هشدار دهنده است. در دهه 1360، دولت ایران، رهبری جامعه بهائیت را با دستگیری های وسیع هدف قرار داد و 17 نفر از اعضای رهبری آن را اعدام کرد. در سه سال گذشته تعداد اعدام از همه نوع آن در ایران به ناگهان سرعت گرفته و هر سال دو برابر شده است.
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از جامعه بین المللی، سازمان ملل و اتحادیه اروپا می خواهد که به یک چنین بازداشتهای بی موردی اعتراض کنند ودر صورتی که بر اساس معیارهای بین المللی هیچ اتهامی متوجه آنها نیست، آزادی فوری همه اعضای بازداشت شده بهایی را خواستار شوند.

منبع:       http://www.iranhumanrights.org/farsi/bahaidetentions.html 


برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ "بیائید انسان باشیم" مراجعه نمایید.

نوشته شده توسط ریمو | شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 | 0:59 | لینک ثابت | موضوع: |

بمب گذاری یا انفجار؟ رهپویان, برنده یا بازنده؟ 

( این پست اصلا سیاسی نیست. بیشتر گله ای است از تمامی کسانی که آب را گل آلود دوست دارند و در ماهیگیری استادند. )

در شب بیست و چهارم فروردین ماه حادثه ای در شیراز اتفاق افتاد که صرف نظر از علت و چگونگی رخ دادن آن ‌تمامی اقشار مردم را غصه دار نمود. در حسینیه سیدالشهدا که محل برگذاری جلسات "کانون رهپویان وصال" است انفجاری رخ داد که باعث کشته شدن دوازده نفر و زخمی شدن حدود دویست تن از هم وطنان ما گردید.

ما هم به نوبه خود از این اتفاق متاثر شدیم و برای شادی روح تمام رفتگان دعا می کنیم و سلامتی هرچه زودتر تمامی آسیب دیدگان را از خداوند طالبیم و آرزومند روزی هستیم که شنیدن اخباری این چنین افسانه باشد و برای همگان غریب.

اما آنچه جای بحث دارد اتفاقات چند روزه بعد از این ماجرا و تناقضات موجود در آن بود. تناقضات موجود باعث شد هر کسی در هر شرایطی به خود اجازه دهد هرگونه که از ماجرا سود می برد آنرا بیان کند و شرایط موجود در ایران نیز به این تنش دامن می زند.

در حالی که دولت ایران به طور رسمی این اتفاق را حادثه و "ناشي از وجود برخي از مهمات جنگي موجود در غرفه يادمان شهداء در حسينيه سيدالشهدا" اعلام می کند (پايگاه اطلاع رساني وزارت كشور) گروه هایی نیز که به دلایل سیاسی با حکومت ایران مشکل دارند آنرا "بمب گذاری" اعلام و به خود منتسب می کنند تا شاید از این طریق کسب اعتبار کنند (و شاید که حقیقت را می گویند... در این آشفته بازار کسی به دنبال حقیقت هست؟)

در این میان جبهه گیری کانون رهپویان بسیار حساب شده و البته مخصوص به خود است. این کانون که توسط حجت الاسلام انجوی نژاد اداره و رهبری می شود از لحظه انفجار کوشید تا با بیان اتهام به وهابیون و بهائیان از این انفجار به نفع خود استفاده کند و در واقع برای دشمنی دیرینه خود دلیل بتراشد و برای اقدامات بعدی خود بهانه سازی کند. آنچه مسلم است در هر حادثه این چنینی ابتدا به دشمنان مشکوک می شوند و کانون رهپویان نیز همین اقدام را (البته با بیش از کمی بی انصافی و نه از جهت تشخیص واقعیت) انجام داده است.

بهائیان ایرانی همواره در طی بیش از یکصد و شصت سال گذشته مورد انواع آزار و اذیت قرار گرفته اند و جان و مال خود را از دست داده اند و به چشم خود هر آنچه بی عدالتی بوده دیده اند و دم بر نیاورده اند. چگونه می توان دم از ناراحتی زد در راهی که به پایان آن ایمان داریم؟ بهائیان نه از آن جهت که جسما توانایی ندارند بلکه به دلیل اینکه از مولای خود اجازه ندارند هیچگاه تهمت ها و بی عدالتی ها و فشارها را با زور بازو و قدرتنمایی جواب نداده اند.

هدف دیانت بهائی "صلح جهانی" و "وحدت در کثرت" است. آیا این هدف برای به انجام رسیدن به دشمنی و جنگ دامن خواهد زد؟ آیا این هدف بمب و تفنگ را وسیله قرار می دهد؟

آنچه همه جهانیان به آن اذعان دارند عدم آزار بهائیان برای دیگران است. این نکته ایست که بسیاری از هموطنان ما نیز به آن اعتراف می کنند و بسیار مشاهده کرده ایم که در چنین موقعیت هایی هموطنان ما بدون توجه به عقاید دینی خود به دفاع از بهائیان پرداخته اند و آنان را نمونه ی کامل صداقت و مظلومیت معرفی کرده اند.

چه کسی باور می کند کسانی که بیش از یک و نیم قرن راهکارهای صلح جهانی و وحدت جهانی را مرور کرده اند و در این راه جان ها داده اند به یک باره دست به اقدامی چنین نفرت بار بزنند؟ چرا یک بار هم که شده قبول نمی کنند که دیانت بهائی آن چیزیست که بهائیان می خوانند و می بینند و عمل می کنند و نه آن چیزیست که دشمنان این دیانت مقدس (همانند تمامی دشمنان) به ناحق قصد القاء آن به ذهن دیگران را دارند؟

خوب است اندکی فکر کنیم. دیانتی که دستورات آن همگی بر پایه ی وحدت و صلح و برابری است برای چه کسی و چرا خطر دارد؟ چرا عده ای باید بکوشند تا جلوی افشای حقیقت را بگیرند و یا آن را وارونه نشان دهند؟ مسلما یافتن پاسخ این سوال چندان سخت نخواهد بود. این رسم جهان است که حقیقت و خوبی دشمن داشته باشد. چیزی که مسلم است اینکه تاریخ خود گویای همه چیز است. همانگونه که در گذشته نیز امر خداوند بدون مشکلی پیش رفت امروز نیز اینگونه خواهد شد.

روزها و سالها می گذرد و آنچه باقی خواهد ماند نه اثری از مخالفین است و نه خاطره ای از آنان. از جنگ ها جز خاطره ای نمی ماند و از ویرانه ها تنها یادی...

و آنچه باقی می ماند تنها حقیقت است...

 

ریمو

۱۳۸۷/۲/۱

نوشته شده توسط ریمو | یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 | 14:27 | لینک ثابت | موضوع: مقالات |

حقیقت 

اگر بخواهیم حقیقت را بیابیم باید ترک تعصبات نماییم و دیده ای بینا و عقلی سلیم داشته باشیم. هیچ گاه خود را برحق و سایرین را برباطل ندانیم. چه این امر مانعی عظیم در راه اتحاد است. اگر طالب حقیقتیم بدانیم که حقیقت همواره یکی است و هیچ حقیقتی ضد و مخالف با حقیقت دیگر نتواند. نباید محبت را در یک دین و یا یک شخص منحصر کنیم و خود را مقید به تقالید سازیم. باید از این قیود آزاد شویم تا بتوانیم با آزادی فکر تحری کنیم و حقیقت را بیابیم.

 حضرت عبدالبهاء

نوشته شده توسط ریمو | جمعه سی ام فروردین 1387 | 0:33 | لینک ثابت | موضوع: مناجات |

کمی بیاندیشیم... 

شرح اتفاقی را که خواهيد خواند نامه ای است به قلم خود فردی که همين امروز طعمه کينه توزيهای کسانی گرديد که خود را سربازان گمنام امام زمان معرفی نموده اند.

لطفا به دوستان خود نيز خبر دهيد.

آيا ما هنوز در پی اثبات حقيقت طريقت خود از طريق نفی ديگرانيم؟! آيا هيچ راه ديگری جز کشتار و قتل در راه حقيقت وجود ندارد؟! کدام حقيقت با کشتار کشف شد و کدام آيين با ظلم از بين رفت؟ رسم جفا همواره رسم نامردمان بوده است و پاسداری حقيقت شرف پاکان. به اميد آنکه آتش تند ظلم ستمکاران به برکت آب زندگانی ابدی سرد گردد و پرتو آفتاب حقيقت قلوب را روشن و متحد گرداند. پس اگر به دنبال کشف حقيقت هستيم اين بار نيز با ديده انصاف در اين واقعه نظر افکنيم که تکراری دوباره است از داستان مقابله نور و ظلمت.

عين متن گزارش جهت اداره اطلاعات استان فارس:

اداره محترم اداره اطلاعات استان فارس

محترما پيرو نامه تهديد آميزی که در تاريخ  1386/12/27 از سوی گروهی که خود را سربازان گمنام امام زمان معرفی کرده بودند (که کپی آن ضميمه ميباشد) مبنی بر اعدام انقلابی من و هشت نفر ديگر به دليل بهايی بودن در ملا عام در تاريخ امروز 1386/12/29 جهت انجام کار در خيابان سعدی اتومبيل وانت خود را در خيابان داوری پارک نموده و سپس به خيابان سعدی رفتم. پس از برگشت هنگامی که درب اتومبيل خود را باز نموده متوجه فردی شدم که يک ظرف 4 ليتری دستش بود و از من تقاضای بنزين کرد و گفت خانواده در ماشين هستند لطفا اگر ممکن است مقداری بنزين به من بدهيد تا به پمپ بنزين برسم. من هم درب باک را باز کردم ولی شلنگ نداشتم خودش رفت از صندوق عقب پرايد سفيد رنگ که خانمی با چادر مشکی روی صندلی جلوی اتومبيل نشسته بود برداشت و آمد خودش بنزين را کشيد زمانی که ظرف 4 ليتری پر شد او ظرف را روی زمين گذاشت و از پشت مرا محکم گرفت و يک دستش را روی دهانم گذاشت در همان لحظه فرد ديگری که از داخل پياد هرو در حرکت بود به ما نزديک شد و با هم کمک کردند من را نزديک يک درخت بردند و با زنجير و يک قفل گردن مرا به درخت بسته و سپس بنزين را روی من ريختند نفر اول سريع رفت بطرف اتومبيل و سوار شد و نفر ديگر هم يک کبريت زد بطرف من انداخت روشن نشد کبريت دوم همزمان با روشن شدن خاموش شد. کبريت سوم هم به لباس من خورد و باز خاموش شد و چهارمين کبريت و آخرين کبريت روی زمين جلوی پای من افتاد کمی روشن شد و با کفش روی آن گذاشتم خاموش شد پس از آن او فرار کرد و سوار پرايد شد و صحنه را ترک کردند. دو کودک که در پياده رو مشغول دوچرخه سواری بودند من را ديدند. آنها را صدا کردم در همان موقع يکی از همسايه ها با اتومبيلش از منزل خارج او را صدا کردم و آمد و صحنه را که ديد ترسيد به او گفتم به 110 زنگ بزن ولی او گفت من اهل اينجا نيستم به کس ديگری بگو. سپس او رفت و همسايه های ديگر همديگر را خبر کردند. جمعيتی آنجا جمع شدند. خودم هم کمی حالم بهتر شد. متوجه موبايل خودم شدم. به 110زنگ زدم ديگر همسايه ها هم تماس گرفتند. از کلانتری زند پس از نيم ساعت آمدند و اول سعی کردند با تبر زنجير را پاره کنند نتوانستند. بعد يکی از همسايه ها کليد آورد و بالاخره قفل باز شد.
سپس يکی از مامورين داخل اتومبيل من نشست و به اتفاق به کلانتری رفتيم و گزارش تهيه شد که به پيوست يک نسخه تقديم ميگردد.

با کمال احترام
امضا محفوظ
86/12/29

ضميمه (نامه تهديد آميز)

بنام الله پاسدار خون شهيدان و در هم کوبنده مفسدين و ستمگران

جناب آقای ...

برگی ديگر بر لوح زرين انقلاب اسلامی به ثبت ميرسد تا آيندگان بدانند که اسلام و مسلمين هوشيارند و فريب سرسپردگان و جاسوسان اسرييلی را نخواهند خورد و نخواهند گذاشت پيروان آيين ناب محمدی فريب شيادانی چون شما را بخورند بنابراين طبق تحقيقات انجام گرفته توسط سربازان گمنام امام زمان مستقر در شهر شهيد محراب آيت الله دستغيب شما و هشت تن از مفسدين ديگر به اعدام انقلابی محکوم شده و بزودی اين حکم در ملا عام انجام ميپذيرد. حال شمايی که پيرو پيامبر دروغين بهاالله و سيد باب ميباشيد اگر واقعا آنها بر حق اند از آنها بخواهيد که جلوی اين حکم را بگيرند و استغفرالله همانند ابراهيم خليل که خداوند آتش را بر او سرد گردانيد آنها هم آتش را بر شما سرد گردانند. باشد تا ای درس عبرتی باشد برای همکيشان شما.

نوشته شده توسط ریمو | شنبه سوم فروردین 1387 | 23:17 | لینک ثابت | موضوع: |

گفت و گو با حسین امانت، طراح بهایی میدان و برج آزادی تهران  

چندی پیش بی بی سی به بهانه بازسازی میدان بزرگ آزادی یا شهیاد طهران مصاحبه ای را با طراح آن ترتیب داد و مهندس حسین امانت که اکنون در ونکوور کانادا ساکن است نکات جالبی را در مورد این میدان و برج آن بیان کرد.

متن این مصاحبه را به نقل از سایت ساغر در ادامه مطلب بخوانید. لینک مقاله در سایت ساغر و نیز سایت بی بی سی نیز در انتهای مصاحبه آمده است...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط ریمو | شنبه پنجم آبان 1386 | 0:27 | لینک ثابت | موضوع: |

بهاییت, آن گونه که جام جم می خواهد... 

بار دیگر در کشور مقدس ایران که زادگاه حقوق بشر به معنای امروزی آن است حادثه ای رقم می خورد. مقام این خاک و ساکنانش زیر سوال میرود و کسی نیز جرئت اعتراض ندارد. چرا که اینجا آنچه مهم نیست مصلحت عالمیان است! اینجا مصلحت فرد و گروه بر همه چیز و همه کس ارجحیت دارد!!!
صبح امروز (سه شنبه ششم شهریور هشتاد و شش شمسی) روزنامه جام جم اقدام به انتشار ویژه نامه ای سراسر کذب با عنوان "بهاییت آن گونه که هست" نمود. این ویژه نامه که مشخصا زمان زیادی برای آماده سازی آن صرف شده همانند تمامی پژوهش های قبلی کاملا یک طرفه به قضیه نگریسته و سعی کرده با چاپ گزینشی تصاویر و مطالب و نیز با نتیجه گیری غیر واقع از آنها و بعضا با توهین و کذب گویی های همیشگی به هدف خود که همان معرفی غلط از دیانت بهایی است مبادرت ورزد.
جای بسی تاسف است که در روزگاری که جهانیان شاهد تلاشهای پیروان دیانت بهایی در راه ایجاد صلح جهانی و تخفیف آلام این جهان پردرد هستند در این کشور هنوز گروهی تا پای جان میکوشند تا با نشر اکاذیب چشمان دیگران را بر حقیقت مسایل ببندند تا شاید باز هم بتوانند چند صباحی را به این وضع بگذرانند.
قضیه هنگامی بغرنج میشود که اصل اول یک پژوهش معتبر نادیده گرفته شود... همگان میدانند که یک پژوهش بی طرف هنگامی کامل است که طرفین در فضایی آزاد و به دور از نگرانی های معمول بنشینند و مدارک خود را رو کنند. حال آنکه در این پژوهش آنچه مورد توجه نبوده نظرات پیروان این دین است. البته مسلم است که اگر شخصی یک طرفه به قاضی برود راضی بر میگردد...
آنچه در این بین ناراحت کننده است توهینی است که با این دسته کارها به عموم مردم میشود. گردانندگان این جریان عموما چنان می نمایانند که مردم ناتوان از درک حقیقت اند و نیاز به کمک دارند تا خوب را از بد بشناسند. می پندارند که آنان حقیقت را یافته اند و نیازی نیست تا دیگری نیز خود تصمیم بگیرد ـ چه که ما همه چیز را میدانیم!
اما در حقیقت این دیدگاه قدرت طلبان است. آنانی که می دانند حرفشان سندیت و صحت ندارد و می ترسند تا بقیه با درک صحیح دیگر آنان را و منفعت طلبیشان را بر نتابند و آنچه تا کنون با کتمان حقیقت به دست آورده اند با روشن شدن آن به یکباره از دست بدهند.
اما ما خوشحالیم!
خوشحال از این که این غافلین با خیال خام خود و به قصد خاموش کردن امر خدا به مقابله بر خواسته اند تا بر آتش امر خدا به جای آب ـ بنزین بپاشند! خوشحالیم که امروز مردم جهان به جایی رسیده اند که دیگر با شنیدن حرف یک نفر چشم بسته تائید و تکذیب نکنند. خوشحالیم که تعالیم دیانت بهائی گویای همه چیز هست. تا اگر حتی یک نفر به قصد جستجوی واقعیت پا پیش گذاشت با چشم خود ببیند سالها از دیدن چه حقیقتی منع شده بود.
از همه مهمتر خوشحالیم که در بین آنانی نیستیم که پرده ی تعصبات و خودخواهی آنچنان کورشان کرده که هیچ چیز جز خود را نمی بینند.
امید داریم روزی برسد که همگان با چشمانی باز حقایق را آنگونه که هست ببینند و در فضایی باز به دور از تعصب و خودخواهی تصمیم بگیرند. به امید روزی که بشریت در صلح و آرامش و در کنار هم در راه آینده ای بهتر گام بردارند...

(مطلب فوق دیدگاه شخصی نویسنده آن بوده و خود وی مسئول آن میباشد. هر گونه نظر خود را در مورد این مطلب در قسمت نظرات همین پست قرار دهید. با تشکر )

 

نوشته شده توسط ریمو | سه شنبه ششم شهریور 1386 | 20:52 | لینک ثابت | موضوع: |

آزادی بیان یا ... 

ممانعت از دانشجویان بهایی ایرانی از شرکت در دانشگاه های دولتی ایران:

http://pseo.blogfa.com

 

نوشته شده توسط ریمو | یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386 | 20:28 | لینک ثابت | موضوع: |

مناجات 

ای پروردگار آن مشتاق ديدار را در ملکوتت بزرگوار کن و تاجی از موهبت بر سر نه و خلعتی از هدايت کُبری در بر نما زبان ناطق ده و بيان واضح بخش قوّت ملکوت بنما و تأييد روح القدس ظاهر کن توئی مقتدر و توانا و توئی بخشنده و درخشنده و بينا.

ع ع

نوشته شده توسط ریمو | سه شنبه دوم مرداد 1386 | 20:16 | لینک ثابت | موضوع: مناجات

سخن مدیر 

دوستان عزیز...

این وبلاگ جهت کمک به عالم انسانی در جهت نیل به سوی صلح جهانی ایجاد شده و در اصل یک وبلاگ گروهی میباشد. در صورت تمایل برای عضویت به عنوان یکی از نویسندگان وبلاگ در قسمت نظرات آدرس ایمیل خود را قید نمایید. مشخصات شما توسط دیگران دیده نخواهد شد و تنها جهت تماس مدیر وبلاگ با شما مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

در صورتی که هر گونه پیشنهادی دارید می توانید آنرا نیز در قسمت نظرات عنوان نمایید و یا به آدرس ایمیل مدیر گروه ارسال فرمائید. مدیریت وبلاگ پیشاپیش از شما تشکر می کند.

نوشته شده توسط ریمو | پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 | 15:34 | لینک ثابت | موضوع: |