تبليغاتX
زبان واحد - صلح جهانی

ترک تعصبات , لازمه صلح جهانی


بيان روز

ای فرزند کنیز من, از لسان رحمن سلسبیل معانی بنوش و از مشرق بیان سبحان اشراق انوار تبیان من غیر ستر و کتمان مشاهده نما. تخمهای حکمت لدنیم را در ارض طاهر قلب بیفشان و بآب یقین آبش ده تا سنبلات علم و حکمت من سرسبز از بلده طیبه انبات نماید.


تصميم سازمان ملل متحد به رد 'پيشنهاد عدم اقدام' از سوى ايران يک پيروزى براى مدافعان حقوق بشر است 

نيويورک
٢۱ نوامبر ۲۰۰۸ برابر با ۱ آذر ۱۳۸٧
سرويس خبرى جامعۀ جهانى بهائى

جامعه جهانى بهائى تصميم مجمع عمومى سازمان ملل متحد در روز جمعه ١ آذر (۲۱ نوامبر) مبنى بر رد پيشنهاد 'عدم اقدام' از سوى ايران را مورد ستايش قرار داد.

اين پيشنهاد در صورت پذيرفته شدن از قواعد مربوط به روند اجراى کارها استفاده کرده و جلوى طرح قطعنامه‌اى را که به شدت از جمهورى اسلامى ايران در زمينۀ حقوق بشر انتقاد مى‌کند، مى‌گرفت. در اين قطعنامه به استفاده از شکنجه، تعدد موارد اعدام، 'سرکوب خشونت بار' زنان و 'تبعيض روزافزون' بر عليه بهائيان، مسيحيان، يهوديان، صوفى‌ها و مسلمانان سنت و اقليت‌هاى ديگر در ايران اشاره شده است.

اين قطعنامه در رأى‌گيرى بعدى در کميسيون سوم مجمع عمومى با ۷۰ رأى موافق در برابر ۵۱ رأى مخالف و ۶۰ رأى ممتنع به تصويب رسيد. قطعنامه براى تصويب نهائى در اجلاس کامل مجمع عمومى در نيمه ماه دسامبر به رأى گذاشته خواهد شد.

به گفتۀ بانى دوگال، نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل، "پيشنهاد عدم اقدام هميشه راه آسانى براى گريز از مسئوليت اجراى ضوابط جهانى حقوق بشر جلو پاى حکومت‌ها قرار مى‌داد. با رد اين پيشنهاد راه براى تحقيقى جامع در بارۀ نقض حقوق بشر در ايران باز شد."

"بايد از مجمع عمومى سازمان ملل متحد به خاطر رد اين پيشنهاد قدردانى کرد. اين پيشنهاد تلاش روشنى از جانب ايران براى جلوگيرى از محکوميت بين المللى‌اش به دليل وخيم‌تر شدن وضعيت حقوق بشر در اين کشور بود."

"اميد ما اين است که با اين تصميم استفاده از پيشنهاد عدم اقدام، که در واقع ترفندى نظام‌یافته براى پرهيز از بحثى مشروع در مورد وضعيت حقوق بشر است، ديگر تکرار نشود. در این صورت، اين رأى يک پيروزى براى مدافعان حقوق بشر در سراسر جهان است."

پيشنهاد عدم اقدام در واقع روندى‌ست که کشورهاى عضو سازمان ملل را حتی از بحث در بارۀ يک قطعنامه مخصوص باز مى‌دارد. به گفته خانم دوگال اين روشى است که روز به روز بيشتر مورد استفاده قرار مى‌گيرد تا کشورها بتوانند از اتخاذ موضع روشنى در مباحث حساس سياسى خوددارى کنند و از بررسى موشکافانۀ مسائل اجتناب کنند.

"استفاده از پيشنهادهاى مربوط به روند اجرائى کارها به شکل فعلى به کشورهائى که مى‌خواهند با سهل‌انگارى از مواردى بگذرند فرصت مى‌دهد که هم تظاهر به احترام نسبت به ضوابط حقوق بشر بکنند و هم چشم‌شان را به نقض اين ضوابط در بعضى کشورهاى عضو ببندند. جامعۀ جهانى ديگر نبايد چنين اجازه‌اى بدهد."

خانم دوگال افزود: "تصويب چنين پيشنهادى توهين به همۀ ايرانيانى بود، که بخصوص در داخل کشور، شجاعانه بر عليه تجاوزات حکومت ايران اعتراض مى‌کنند. گروه فزاينده‌اى از وکلا و فعالان حقوق بشر، که علی‌‌‌رغم خطرات بسيار، براى حفظ آئین دادرسی قانونى و دفاع از حقوق هم‌وطنان تحت ستم خود قدم پيش مى گذارند."

رد اين پيشنهاد با ۸۱ رأى در برابر ۷۱ رأى و ۲۸ رأى ممتنع راه را براى طرح آن در کميسيون سوم مجمع عمومى که بر مسائل حقوق بشر نظارت دارد باز کرد. قطعنامه اصلى در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران دقايقى پس از آن به تصويب رسيد.

اين قطعنامه را که توسط کشور کانادا ارائه شده بود ۴۰ کشور ديگر پيش از طرح در اجلاس کميسيون مورد حمايت قرار داده بودند. قطعنامه به "نگرانى شديد نسبت به نقض روش‌مند و مداوم حقوق بشر" در ايران و بخصوص به "موارد تأييد شدۀ" اخير از شکنجه، اعدام و "سرکوب خشونت بار" گروه‌هائى مانند "زنانى که در تجمع‌هاى مسالمت‌آميز براى دفاع از حقوق خود گرد‌ آمده بودند" اشاره مى‌‌کند.

قطعنامه هم‌چنين از جمهورى اسلامى ايران مى‌خواهد که به "نگرانى‌هاى مشخصى" که در بارۀ وضعيت حقوق بشر در ايران در گزارش اخير بان كى مون، دبيرکل سازمان ملل متحد، به آنها اشاره شده "پاسخ دهد".

آقاى بان در اين گزارش که در ماه اکتبر منتشر شد مى‌نويسد "موانع جدى‌اى در راه حفظ حقوق بشر در ايران وجود دارد". در اين گزارش نيز نسبت به وقوع شکنجه، اعدام‌ها، حقوق زنان و تبعيض بر عليه اقليت‌ها ابراز نگرانى شده بود.

قطعنامه اخير از ايران مى خواهد "به آزار، ارعاب و شکنجۀ مخالفان سياسى و فعالان حقوق بشر خاتمه دهد و از جمله کسانى را که بر مبناى ديدکاه‌هاى سياسى‌شان زندانى هستند آزاد کند." و از "روند قانونى دفاع از حقوق شهروندان حمايت کند و نقض حقوق بشر را مورد بخشش قرار ندهد."

در اين قطعنامه توجه خاصى به حملات بر عليه جامعۀ بهائى در ايران شده و آمده است "شواهد روزافزونى از اقدامات دولت براى شناسائى و تحت نظر قرار دادن بهائيان وجود دارد. پيروان آئين بهائى از ورود به دانشگاه و تأمين معاش خودشان ممنوع هستند و هفت تن از رهبران اين جامعه بدون اتهام و امکان دسترسى به وکيل در زندان به سر مى‌برند."

خانم دوگال اشاره کرد که در حال حاضر حداقل بيست بهائى، از جمله هفت عضو هيأت رهبرى اين جامعه که در ماه اسفند (مارس) و اردیبهشت (مه) گذشته دستگير و در زندان اوين نگهدارى مى‌شوند، در ايران زندانى هستند. بيش از صد نفر ديگر هم در طى چهارسال گذشته در جريان تشديد اقدامات دولت بر عليه جامعۀ بهائى بازداشت و به قيد ضمانت آزاد شده‌اند.

نوشته شده توسط سمیرا | دوشنبه چهارم آذر 1387 | 15:21 | لینک ثابت | موضوع: گردآوری |

افشاي يک سند از دفتر رهبري در خصوص بي گناهي سه زنداني بهائي 

به پيوست دو سند متعلق به دفتر مقام رهبري مي باشد که به دست اين مجموعه رسيده است ، طبق سند افشا شده در رابطه با فعاليت هاي انسان دوستانه ي 54 نفر بهايي در شيراز که در آگوست 2007  به اتهام اقدام عليه امنيت ملي بازداشت شده بودند، اين افراد " بي گناه " مي باشند. لازم به ذکر است 3 نفر از آنها به نام هاي رها ثابت، هاله روحي و ساسان تقوا  که هم اکنون 10 ماه از 4 سال حکم خود را گذرانده اند ، همچنان در يکي از بازداشتگاههاي اطلاعات ( معروف به پلاک 100 ) که تنها براي بازجويي و بازداشتهاي موقت از آن استفاده مي گردد ، محبوسند. 51 نفر ديگر نيز به يک سال حبس تعليقي محکوم شده اند که طبق اظهارات سخنگوي قوه ي قضاييه عليرضا جمشيدي بايد در کلاسهاي سازمان تبليغات اسلامي کشور حضور يابند

با وجود اينکه سند افشا شده، بر اساس تحقيقات "ولي رستميبازرس و مشاور حقوقي دفترمقام رهبري اتهامات مربوطه  را رد مي کند، هنوز هيچ اقدامي از طرف مسئولين در جهت آزادي 3 زنداني فوق الذکر صورت نگرفته و کلاس هاي تبليغات اسلامي همچنان ادامه داردجالب اين جاست که در حکم دريافتي براي برگزاري کلاس ها، درون مايه ي اين جلسات "توضيح اصول اسلامي، توحيد، معاد، نبوت و لاغير" ابلاغ شده است اما در عمل چيزي جز توهين به اعتقادات و تفتيش عقايد نيست.

اين سند مهر تاييدي است بر اظهارات متهمين که اقدامات خود را تنها در جهت ارتقا سطح فرهنگي، تربيتي و بهداشتي کودکان و نوجوانان توابع محروم شهر شيراز عنوان کرده بودند حال آن که مسئولين امور آن را اقدامي عليه امنيت ملي عنوان کرده اند.طبق سند افشا شده ديگر بهانه اي براي ادامه دادن به اجراي حکم نا عادلانه و غير انساني اين 54 نفر وجود ندارد و آزادي بي قيد و شرط 3 نفر زنداني و پايان دادن به کلاس هاي اجباري تبليغات اسلامي لازم الاجراست.

در ذيل متن نامه ي مورد اشاره ذکر شده به طور کامل درج شده است و سند دست نويس همراه با امضاي بازرس و مشاور حقوقي دفتر مقام معظم رهبري؛ "ولي رستمي"  نيز قابل مشاهده مي باشد.

 

 

محضر مبارک نماينده مقام معظم رهبري در استان و امام جمعه معزز شيراز

سلام عليکم

با عرض سلام، ادب و احترام به پبوست تقاضاي اولياي سه نفر متهم به فعاليت هاي بهاييت که مزين به پينوشت حضرتعالي مي باشد، حسب الامر جنابعالي مورد بررسي دقيق قرار گرفت که مشروح اقدامات و تحقيقات به شرح ذيل جهت هر گونه تصميم گيري به سمع و نظر مبارک حضرتعالي مي رسد

دو نفر از متهمين زنداني به نامهاي 1.رها ثابت 2. هاله روحي در حين مرخصي از زندان با حضور در دفتر، چنين اظهار مي داشتند که هيچگونه فعاليتي که جنبه سياسي و يا تبليغ فرقه بهائيت باشد در سالهاي گذشته در شيراز -فارس و حتي ايران نداشته ايم و اقدامات و فعاليتهاي ما عموما جنبه عام المنفعه و اجتماعي داشته و در اين مدت هيچگونه نام و نشان و علائمي که دلالت از بهائيت باشد نه در اجتماع شرکت کنندگان در کلاس و نه به صورت انفرادي از خود بروز نداده و صرفا مشغول فعاليت اجتماعي و بهداشتي بوده ايم. اين کلاسها عموما در محلهاي فقيرنشين از سهل آباد و مهدي آباد و... تشکيل مي شد و با اخذ مجوز از شوراي اسلامي شهر به فعاليتهاي خيرخواهانه و انسان دوستانه مشغول بوديم % در ملاقاتي که اولياء اين سه متهم داشتند ، همين اظهارات را با همان اهداف مورد اشاره و تاييد قرار دادند و معتقد بودند که دادگستري شيراز در رسيدگي به اين پرونده و اجازه استفاده از وکيل و صدور راي عدالت را مد نظر نداشته و به حقوق ما ظلم شده و از محضر نماينده محترم مقام معظم رهبري در استان و امام جمعه محترم شيراز تقاضاي احقاق حق داريم %  

پس از استماع اظهارات متهمين و اولياء آنان و مطالعه پرونده ارائه شده ، به محله مهدي آباد عزيمت نمودم و به يکي از ساکنين محله که خود را سرهنگ باز نشسته ناجا بنام آقاي جدي معرفي مي نمود مراجعه و پس از سوالات مطرح شده در خصوص نحوه فعاليت و اهداف اين گروه چنين اظهار نظر نمودند : اين افراد از آغاز فعاليت تا کنون با هدف خير انديشي و خدمت انساندوستانه به نوجوانان و جوانان هفته اي يک مرتبه کلاس داشتند و بيشتر کلاسها جنبه نقاشي و آموزش خط و بهداشتي و اخلاقي داشت و هيچگونه اظهار نظري در خصوص مسايل ديني و سياسي نداشتند و هيچ وقت از بهائيت نه اسمي و نه عنواني مطرح نکردند از نحوه آموزش و حضور در بين نوجوانان و جوانان اين محله اظهار رضايت مي کردند و معتقد بودند از زمان حضور اين افراد در محله مهدي آباد روش آداب و معاشرت و اخلاق اجتماعي جوانان تغيير مثبت داشته بگونه اي که باعث دلگرمي خانواده ها و اميدواري نسبت به آينده فرزندان از نظر تربيتي گرديده بودند. با تعداد 8 نفر از جوانان و نوجوانان شرکت کننده در اين کلاسها نيز مذاکره و پس از سوالاتي ، اعلام داشتند اين گروه مشغول امورات تربيتي و عموما کلاسها جنبه نقاشي - خطاطي و اخلاقي و معاشرتي داشته و هيچگونه بحث سياسي واظهار نظر خلاف موازين شرعي وقانوني و فرهنگي نداشتند و ما جوانان و نوجوانان انصافا از حضور اين افراد و گروه بهره کافي برديم و تقاضاي حضور مجدد آنها را داريم.

 

 

        27/3/87   بازرس و مشاور حقوقي دفتر 

 

 

 ولي رستمي

 

نوشته شده توسط سمیرا | یکشنبه پنجم آبان 1387 | 19:6 | لینک ثابت | موضوع: گردآوری |

معنای خاتم النبیین از نظر آثار بهایی (2) 

معنی دوم: پیروان تمامی ادیان در این اعتقاد متفق القولند که مظاهر مقدسه جلوگاه صفات الهی و معرض کمالات حضرت باری تعالی می باشند هیاکل آسمانی در مثل مانند آئینه ای هستند که در مقابل شمس حقیقت قرار گرفته و کمالات الهی را جذب و بعالم انسانی منعکس می نمایند از جمله صفات الهی که در هیکل انبیا تجلی میابد صفت اولویت و آخریت است.چنانچه در قرآن کریم نیز اشاره شده است که "هو الاول و الاخر و الطاهر و الباطن"(1) و از آنجائیکه پیامبر اسلام نیز مظهر صفات الهی بوده اند لذا بدین مناسبت است که حضرتشان خود را مظهر اولویت و آخریت و بدئیت و ختمیت میدانند پس اگر چنانچه به حضرتشان کلمه خاتم النبیین اطلاق شود این ختمیت به اعتبار وحدتی است که در حقیقت روح انبیا الهی موجود می باشد چنانچه خود در مورد بدئیت مقام خود می فرمایند "و کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین"(2) و همچنین در جای دیگر می فرمایند "کنت و علی نورا بین یدی الرحمن قبل ان یخلق عرشه"(3) شرح این موضوع را حضرت بهاالله به تفصیل در کتاب مستطاب ایقان بیان نموده اند از جمله می فرمایند "همان قسمی که در اول لا اول صدق اخریت برای مربی غیب و شهود میاید همان قسم هم بر مظاهر او صادق میاید و در حینی که اسم اولویت صادق است همان حین اسم آخریت صادق و در حینی که بر سر بدئیت جالسند همان حین بر عرض ختمیت ساکن و اگر بصر حدید یافت شود مشاهده مینماید که مظهر اولویت و آخریت و ظاهریت و باطنیت و بدئیت و ختمیت این ذات مقدسه و ارواح مجرده و انفس الهیه هستند"

از جهت دیگر وقتی که وحدت انبیا الهی به ثبوت رسید و مسلم گردید که هیاکل مقدسه یک حقیقت بوده و از یک منبع ساطع و متجلی میگردند پس جمیع آنان مظهر بدئیت و ختمیت می باشند و بر جمیع آنان کلمه فاتح النبیین و خاتم النبیین اطلاق میگردد در مثل اگر چنانچه آفتاب هزار بار طلوع و غروب نماید باز هم یک آفتاب زیاده نخواهد بود به همین قسم اگر هر یک از شموس حقیقی مثلا پیامبر اسلام خود را اولین و آخرین نور الهی و نخستین و آخرین مظهر آسمانی بنمامد درست خواهد بود و اگر ادعا فرماید که آخرین فیض آسمانی و آخرین نبی و فرستاده الهی می باشد ایضا صحیح خواهد بود چه که ظهورات قبل از شارع اسلام نیز ظهور حقیقت محمدی بوده و ظهورات بعد از حضرتشان نیز ظهور محمد (ص) خواهد بود به عبارت دیگر ظهورات آینده نیز مجئی ثانوی همان حقیقت و همان روحی است که در وجود رسول اکرم و انبیای قبل از وی تجلی نمود چه که مظاهر مقدسه الهی بحکم آیه "و ما امرنا الا واحدة"(4) جمیعا حقیقت واحد و ذات متحدی هستند (5) که به الوان و اشکال مختلفی تجلی نموده اند چنانچه خود پیغمبر در این مورد می فرمایند "اولنا محمد اوسطنا محمد اخرنا محمد فکلنا محمد"(6) و همچنین "اما النبیئون فانا"(7) یعنی تمام انبیا من هستم ، همچنین حضرت مسیح خود را مظهر بدئیت و ختمیت دانسته و فرمود "من الف و یا و اول و انتها هستم"( 8 ) و در جای دیگر انجیل خود را جوهر خاتم خدا دانسته و میفرماید "و به وسیله او عالمها را آفرید که فروغ و جلالش و خاتم جوهرش بود"(9)

شارع بهایی این مطلب را در کتاب ایقان تشریح نموده و چنین میفرماید ".و اگر جميع ندای اَنَا خاتَمُ النَّبيّين بر آرند آن هم حقّ است و شبهه را راهی نه و سبيلی نه زيرا که جميع حکم يک ذات و يک نفس و يک روح و يک جسد و يک امر دارند و همه مظهر بدئيّت و ختميّت و اوّليّت و آخريّت و ظاهريّت و باطنيّت آن روح الارواح حقيقی و ساذج السّواذج ازلی اند" ایضا در ایقان مبارک صفحه 172 می فرمایند " چه مقدار از نفوس که به سبب عدم بلوغ به اين مطلب به ذکر خاتم النّبيّين محتجب شده از جميع فيوضات محجوب و ممنوع شده‏اند با اينکه خود آن حضرت فرمود: "اَمَّا النَّبيّونَ فَاَنَا"(10) و همچنين فرمودند: منم آدم و نوح و موسی و عيسی چنانچه ذکر شد. مع ذلک تفکّر نمی نمايند بعد از آنکه بر آن جمال ازلی صادق می آيد به اينکه فرمودند: منم آدم اوّل، همين قسم صادق می آيد که بفرمايند: منم آدم آخر. و همچنانکه بدء انبياء را که آدم باشد به خود نسبت دادند همين قسم ختم انبياء هم به آن جمال الهی نسبت داده می شود. و اين بسی واضح است که بعد از آنکه بدء النّبيّين بر آن حضرت صادق است همان قسم ختم النّبيّين صادق آيد" و همچین در جواهر الاسرار صفحه 28 میفرمایند " لَترى كلّ النّبيّين والمرسَلين كهيكلٍ واحد ونفسٍ واحدة ونورٍ واحد وروحٍ واحدة، بحيث يكون أوّلُهم آخرَهم وآخرُهم أوّلَهم"(11)

حضرت باب در آثار خود انبیا الهی را به خورشید تشبیه فرموده اند که اگر صدها بار طلوع و غروب فرماید یک شمس واحد طلوع و غروب فرموده است چنانچه در دلائل السبعه فارسی صفحه 2 مذکور است "بدان که مثل او مثل شمس است اگر بما لانهایه طلوع نماید یک شمس زیاده نبوده و نیست و اگر بما لانهایه غروب کند یک شمس زیاده نبوده و نیست ، اوست که در کل رسل ظاهر بوده و اوست که در کل کتب ناطق بوده اولی از برای او نبوده زیرا که اول به او اول میگردد و اخری از برای او نبوده زیرا که آخر به او آخر میگردد"


-------
1- سوره الحدید آیه 3
2- کلمات مکنونه ملاحسین فیض کاشانی چاپ سنگی صفحه 186- کتاب روضات الجنان و جنات الجنان حافظ حسین تبریزی صفحه 508-
3- حدیقه الشیعه ملا احمد اردبیلی صفحه 55 – کتاب روح البیان شیخ اسماعیل حقی
4- در سوره القمر آیه 51 می فرماید "نیست امر ما مگر واحد"
5- مولانا میگوید جان گرارن وشگان از هم جداست .. متحد جانهای شیران خداست
6- رسائل سید کاظم رشتی در شرح خطبه طتنجیه صفحه 260 و 243
7- شرح القصیده سید کاظم رشتی صفحه 115
8- مکاشفات یوحنا باب اول آیه 17
9- رساله به عبرانیان باب اول آیه 3
10- کلمات مکنونه ملا حسین فیض کاشانی
11- هر آئینه می بینی همه انبیا و مرسلین را مانند هیکل واحد و نفس واحد و نور واحد و روح واحد بطوریکه می باشد اول آنان آخر آنها و آخر آنها اول آنان. 
 
      
 

نوشته شده توسط حسام | جمعه یازدهم مرداد 1387 | 23:44 | لینک ثابت | موضوع: گردآوری |

معنای خاتم النبیین از نظر آثار بهایی 

از آنجائیکه در متون و آثار بهایی شارع مقدس اسلام بکلمه خاتم النبیین (1) ملقب گردیده اند لذا برخی از محققین غیر بهایی چنین تصور مینمایند که در کتب بهایی نیز سلسله انبیا الهی بعد از پیامبر اسلام قطع و بساط رسالت و نبوت به ظهور حضرتشان منطوی گردیده است ولی نکته قابل توجه همین جاست که کلمه خاتم النبیین در آثار بهایی به هیچ وجه معنای ختم سلسله مظاهر مقدس و قطع فیض الوهیت را از عالم بشریت ندارد بلکه در آثار بهایی ذکر خاتم در حق پیغمبر اسلام به جهت تعزیز و تجلیل از مقام پیغمبر یا به معنی ختم دوره نبوت جزئیه و شروع دوره اعلای از آن که دون مقام غیب الهی و فوق نبوت است اطلاق گردیده است (2) که اکنون مزید تبصر هر کدام از معانی را جداگانه در پنج قسمت مورد مطالعه قرار میدهیم:

معنی اول : همانطور که در بدو مقال گفته شد یکی از معنانی خاتم النبیین که در آثار بهایی بدان اشاره شده است این است که خاتمیت پیغمبر اسلام به معنای ختمیت دوره رسالت جزئیه و شروع رسالت کلیه بوده است بدین معنی که با ظهور پیغمبر اسلام دوره نبوت و رسالت جزئیه خاتمه پذیرفته و مقدمات ظهور کلی الهی که در کتب مقدسه بشارت داده شده بود فراهم گردیده است چه که شارع بهایی هر چند در سلسله ادیان گذشته ظاهر و از لحاظ صفت مانند ادیان سلف جنبه رسالت دارند ولی مقاما از ظهورات گذشته برتر و عالیتر بوده و از لحاظ افاظه فیوضات معنوی به مراتب شدیدتر از انبیا پیشین بشمار میروند. این ظهور عظیم در حقیقت همان ظهور کلی الهی است که در کتب و رسالئل آسمانی مانند تورات و انجیل و قرآن و همچنین در احادیث و اخبار اسلامی به ظهور رب آسمانی و ظهور الله و نبا عظیم و ظهور مکلم طور ملقب گردیده است بنابراین به اعقاد بهایی رشته رسالت و نبوت نه تنها به ظهور پیغمبر اسلام منقطع نگردیده بلکه با ظهور حضرت بهاالله امر عظیمتری در عالم تحقق یافته است و نفثات روح القدسی نه تنها قطع نشده بلکه تجلی و اشراقش شدیدتر گشته است. چنانچه شارع بهایی خود به کرات در خلال نصوص و الواح مبارکه استمرار و توالی مظاهر آسمانی را امری ضروری دانسته و ضمنا برای آنکه عظمت ظهور خویش را نسبت به ظهورات گذشته معلوم گرداند پیامبر اسلام را به خاتم النبیین ملقب فرموده اند تا معلوم شود این ظهور جدید با آنکه دون مقام الوهیت می باشد ولی از مقام رسالت و نبوت که در شریعت اسلام تصور میرفته بالاتر و رفیع تر است بنابراین کلمه خاتم النبیین در آثار بهایی به هیچ وجه به معنای قطع سلسله رسالت و نبوت نبوده بلکه معنای آن این است که بعد از ظهور پیامبر اسلام ظهور عالیتری در عالم تحقق یافته و امر عظیمتری ظاهر گردیده است در مثل وقتی میگوییم معلم دوره متوسطه خاتم المعلمین است معنای این جمله این نیست که بعد از اختتام دوره متوسطه سلسله معلمین قطع و مراحل علم خاتمه پذیرفته باشد بلکه منظور ما از ختمیت در این مقام آنست که بعد از دوره متوسطه دوره عالیتری از علوم آغاز و معلم بزرگتر و مطلع تری رشته تدریس را بدست خواهد گرفت.چناچه حضرت بهاالله در جواهر الاسرار صفحه 49 که در اوائل ظهور نازل گردیده است بدین مطلب اشاره نموده و در اثبات فضیلت این ظهور بر ظهورات گذشته چنین می فرمایند " ثمّ اعلمْ بأنّ هذه الجنّة في يوم الله أعظم من كلّ الجنان وألطفُ من حقائق الرّضوان لانّ الله تبارك وتعالى بعد الّذي ختم مقام النّبوّة في شأن حبيبه وصفيّه وخيرته من خَلقه، كما نُزّل في ملكوت العزّة ﴿ولكنّه رسول الله وخاتَمُ النّبييّن﴾، وعد العباد بلقائه يومَ القيمة لعظمة ظهور البَعْد، كما ظهر بالحقّ. ولم يَكُنْ جنّةٌ أعظم من ذلك ولا رتبةٌ أكبر من هذا إنْ أنتم في آيات القرآن تتفكّرون. فهنيئاً لمن أيقن بلقائه يوم ظهور جماله" که معنای آن به طور خلاصه یعنی به جهت عظمت ظهور بعد بود که خداوند تبارک و تعالی بعد از آنکه مقام نبوت را در شان حبیب و برگزیده خود و بهترین خلق خود (رسول الله) ختم کرد مردم را به لقای خود در روز قیامت وعده داد.(3)

اکنون با کمی دقت در مضمون کلمات (لعظمه ظهور البعد) بخوبی معلوم میشود که اطلاق کلمه خاتم النبیین در حق پیامبر اسلام به جهت ذکر عظمت این ظهور بوده است البته واضح است که فضیلت و تقدم ظهور حضرت بهاالله بر ظهورات قبل بدان جهت میباشد که حضرتشان موعود جمیع ادیان و ملل عالم بوده و به جهت آنکه در زمان مترقی تری مبعوث گشته اند بنابر حوائج این عصر حقایق عالی تری و وسیعتری به جامعه انسانی عرضه فرموده اند چنانچه حضرتشان در کتاب ایقان در اثبات فضیلت مقام این ظهور به ظهورات گذشته آیه شریفه قرآن را که میفرماید"تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض"(4) مورد استناد قرار داده و با استناد به همین آیه است که در کلمات فردوسیه می فرمایند "مقام این امر فوق مقام ماظهر و یظهر است" در بیان عظمت این ظهور کافی است عرض شود که کتب مقدسه قبل و همچین آثار اسلامی و آیات قرآن کریم برای بیان عظمت ظهور بعد که ظهور حضرت بهاالله است آنرا به لقا الله تسمیه فرموده اند.چنانچه قرآن بعد از بیان آیه " ما کان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبیین" مردم را به لقای الهی بشارت داده می فرماید " تحیتهم یوم یلقونه سلام " یعنی تحیت آنها در روزی که خداوند را ملاقات کنند سلام است در اینجا ضمیر کلمه "یلقونه" راجع به خداوند بوده و منظورش ظهور کلی الهی می باشد چه که واضح است خداوند مجید هرگز از مقام کمال و اطلاق تنزل به رتبه نقص نمینماید و در هیکل انسان محدود و ناقص متجسد نمی گردد.پس به خوبی واضح است هر جا که قرآن کریم به ظهورالله بشارت میدهد مراد مظهر ظهور کلی الهی می باشد.

همچنین در کتاب ایقان مبارک می فرمایند "در کتاب مبین رب العالمین بعد از ذکر ختمیت فی قوله تعالی ولکن رسول الله و خاتم النبیین جمیع ناس را به لقای خود وعده فرموده"(5) همچنین در لوح ابن ذئب صفحه 134 می فرمایند "امروز کلمه مبارکه ولکن رسول الله و خاتم النبیین بیوم یقوم الناس لرب العالمین منتهی شد" و همچنین در زیارت نامه حضرت سید الشهدا می فرمانید " هذا یوم فیه انتهت آیه القبل بیوم یقوم الناس لرب العرش و الکرسی المرفوع" و همچنین در کتاب اقدس میفرمایند " ایاکم ان یمنعکم ذکر النبی عن هذا النبا الاعظم" و در لوحی می فرمایند "بشارت عظمی که از قلم اعلی جاری و نازل آنکه و لکنه رسول الله و خاتم النبیین بکلمه مبارکه یوم یقوم الناس لرب العالمین منتهی گشت. (6)
و در مجموعه اشراقات صفحه 57 میفرمایند "قل هذا یوم فیه استوی مکلم الطور علی عرش الظهور و قام الناس لله رب العالمین" و در لوحی می فرمایند "امروز روزیست که بزرگی آن در جمیع کتب الهی از قلم اعلی مذکور و مسطور است اگرچه ایام ظهور مظاهر احدیه مطالع نور الهیه در مقامی با یام الله مذکور ولکن این ایام در جمیع کتب تخصیص یافته و مخصوص است و به حق جل جلاله چنانچه به خاتم النبیا می فرمایند " یوم یقوم الناس لرب العالمین و همچنین الملک یوئذ لله و جاء ربک و الملک صفا صفا"
همچنین حضرت ولی امرالله در لوح قرن بدیع که به افتخار احبای ایران نازل شده است آثاری از عظمت این ظهور از بیانات مبارکه نقل می فرمایند که از جمله چنین است "امروز یوم الله است و حق وحده در او ناطق لایذکره فیه الاهو ... امروز سید روزها و سلطان ایام ها است ... بصر ایام است بلکه بصر عالم به آن روشن عالم زمان به ساعتی از ساعاتش معادله ننماید آفتاب و ماه شبه این یوم را ندیده از ختمیت خاتم مقام این یوم ظاهر و مشهود "


1- در اشراقات صفحه 293 میفرمایند "الصلوة و السلام علی سید العالم و مربی الامم الذی به انتهت الرساله و النبوه"
2- در مشارق الانوار شیخ رجب برسی صفحه 205 و در کتاب منتهی الامال شیخ عباس قمی جلد دوم صفحه 339 مذکور است که حضرت امیر در مورد ظهور مکلم طور فرمود "توقعوا ظهور مکلم موسی من الشجر علی طور"
3- جواهر الاسرار اثری است که از قلم حضرت بهاالله در جواب حاجی محمد اصفهانی که از شاگردان ممتاز شیخ مرتضی انصاری بشمار میرفت نازل گردیده است این لوح قبل از ایقان در بغداد نازل و در مورد اثبات حقانیت مظاهر مقدسه بحث نموده است.
4- یعنی بعضی از انبیا نسبت به بعضی دیگر افضل تر هستند و در سوره بنی اسرائیل آیه 57 میفرماید"لقد فضلنا بعض النبیین علی بعض" یعنی فضیلت دادیم بعضی از انبیا را بر بعضی دیگر.
5- صفحه 131
6- این بیان از اسرارالاثار جناب فاضل مازندرانی نقل گردیده است.

نوشته شده توسط حسام | یکشنبه ششم مرداد 1387 | 1:30 | لینک ثابت | موضوع: گردآوری |

دیدگاه دیانت بهائی نسبت به اسلام 

پیروان آئین بهائی از بدو پیدایش آن در ۱۶۰ سال پیش تا کنون همواره با صداقت و صمیمیت از اسلام دفاع کرده و بدون هیچ ملاحظه حقّانیت پیامبر اسلام و منشأ الهی آن دین را ثابت کرده اند. در این راستا کتب و رسالات و مقالات مختلف نوشته اند و در سخنرانیها و سمینارهای منعقده در اروپا و آمریکا که مروج آن بواسطهء رواج شایعــــات و روایات بی اساس تا حدی با نظر شکّ و تردید به آئین مبین اسلام می نگریدند حقائق اساسی شریعت مقدّس اسلام را بیان می کنند. بدیهی است در هنگام تشریح تاریخ و تعالیم اسلام بین اساس و حقیقت اسلام و پیرایه ها و خرافات و رسوم منتسب به آن تمیز قائل میشوند و باصطلاح آب را از سرچشمهء آن گرفته و از بدعتها آلودگیهای ناشی از افکار و پندارهای ناصواب جـــدا می کنند.
قابل ذکر است که بسیاری از پیروان آئین بهائی قبلاً مسیحی و یا معتقد به ادیان دیگری بوده اند و در آنوقت حضرت محمّد (ص) را بعنوان پیامبر راستین نمی شناختند ولی پس از ایمان به امر بهائی به حقّانیت رسول اکرم و ائمهء اطهار اقرار و اعتراف کرده و قرآن مجید را وحی الهی و کلام آسمانی محسوب میدارند. متأسّفانه این حقیقت بواسطهء تبلیغات سوء از نظر اکثر مسلمین پوشیده است و خدمتی را که جامعهء بهائی در شناساندن مقام و رتبهء رسالت نبی اکرم در بین ملیونها پیروان ادیان دیگر نموده مسکوت مانده و نادیده گرفته شده است.
گفتنی است که ۸۰ سال قبل حضرت عبدالبهاء فرزند شارع امر بهائی و مرجع بهائیان جهان طی سفر سه سالهء خویش در اروپا و آمریکا در مجالس و کلیساها و حتّی کنیسهء یهودیان در اثبات مقام نبوّت و عظمت رسول اکرم داد سخن داده در نامه ای از آمریکا خطاب به بهائیان شرق می نویسد: "... تابحــــال در این دیار نفسی نتوانســـــت ذکری از حضـــــرت رســــــــول علیـــــه السلام کند. علی الخصوص در کنائس و معابد مسیحیان و کلیمیان، بلکه حکایات و روایات عجیبهء مفتریه در السن خلق منتشر بود که جمیع استهزاء میکردند ولی حال الحمدلله در صدر کنائس اثبات نبوّت حضرت میشود و ابداً نفسی اعتراض ننماید و جمیع گوش میدهند و ساکت و صامت هستند..." (مکاتیب عبدالبهاء جلد ۴ – ص ۸۹ – ۹۰).
دیدگاه دیانت بهائی در مورد اسلام مختصراً از اینقرار است:
-- اسلام آئین بر حقّ و مؤسّس آن رسول اکرم (ص) مبعوث من جانب الله است و قرآن مجید کتاب آسمانی است.
-- اساس اسلام بر پایهء ایمان به یکتائی خداوند، حقّانیّت همهء انبیاء و کتب مقدّسه از تورات و انجیل و زبور است. در قرآن مجید مکرراً به صحّت و اصالت انبیاء گذشته تأکید و تصریح گشته و تفاوت و تبعیض در مورد مقام و منزلت آن بزرگواران قائل نشده است "لا نفرّق بین احد من رُسُلِه"
-- هدف غائی نبی اکرم (ص) بر طبق آیات قرآن مجید تزکیه و تهذیب اخلاق و تعلیم حکمت بین مردمان و رفع اختلافات قومی و ایجاد الفت بین مؤمنین بوده است.
-- شریعت اسلام حاوی اصول و احکامی بود که مدت یکهزار سال ضامن حفظ و بقاء امّت و موجب نظم و ادارهء جامعه و امّت اسلامی و ارتباط بین اقوام و ملل متفاوت بود.
-- اصول و مبادی اخلاقی و روحانی اسلام شامل حقائق معنوی است که پایدار و دائمی است همچون اصل عدالت، مروت، صداقت، محبّت که در واقع در همهء ادیان نیز ملاحظه میشود و تغییر ناپذیر است.
اکنون اگر پرسیده شود پس اختلاف دیدگاه بهائی با اعتقادات رایج مسلمانان کدامست؟ میتوان به اجمال گفت : فلسفهء اعتقادی بهائی بر این امر تأکید میکند که فرامین هدایت و فیض الهی مستمرّ و بدون انقطاع است، بعبارت دیگر خداوند منّان بر حسب شرائط و ضروریات هر عصر و زمان، تعالیم و احکام مناسبی برای حلّ مشکلات فردی و اجتماعی بشر عنایت میکند. پر واضح است که حامل این پیام و احکام الهی غیر از انبیاء و پیمبران یعنی نمایندگان حقّ تعالی که واسطهء ارتباط عالم بالا با مردم زمین میباشند نمی تواند باشد. چنانچه در قرآن مجید آمده که هرگاه نسخ حکم و آیه ای لازم آید خداوند بنفسه اقدام مینماید و وضع قانون و شریعت تازه میفرماید.
هر ناظر بیطرف و با انصاف با توجّه به تحوّلات عمیق و شگرف یکی دو قرن گذشته در عرصهء اجتماعی و منجمله ارتباطات بین کشورها و برخورد فرهنگها و تمدنها که نتیجهء کشف وسائل حمل و نقل و ارتباط سریع بین کشورها و اقوام است تصدیق میکند که در این مرحله از تکامل انسان در کرهء خاکی مسائل و مشکلات و چالشهای تازه ای پیدا شده که مستلزم راه حل های جدید و قوانین و احکام بدیع است  که الزاماً با اصول و احکام قدیم مختلف است. بهائیان معتقدند که بمصداق آیهء کریمه "کلّ یوم هو فی شأن" یعنی هر روز شرائط و حالات ویژهء خود را دارد باید با راهنمائی و هدایت الهی بدرمان دردهای مزمن جهان پرداخت و بر این باورند که خداوند در این عصر بر بشر منّت گذاشته و با ظهور پیامی آسمانی و دیانتی جدید توسط حضرت بهاءالله قوانین و تعالیمی موافق و مناسب حوائج عالم انسان برای رفع علل و عوامل دوری و اختلافات ملل و دول عالم و تأسیس وحدت و اتحاد بین مردم و صلح پایدار و عمومی و بسط عدالت اجتماعی ابلاغ فرموده است که از آنجمله تساوی حقوق همهء افراد بشر اعم از سفید و سیاه، مؤمن یا غیر مؤمن، زن و مرد و مختصر همهء ساکنین روی این کرهء خاکی است و رفع همهء تعصبات نژادی، مذهبی و سیاسی.
بحث و توضیح اصل "وحدت عالم انسانی" در این نوشتهء کوتاه ممکن نیست و باید در مقالات دیگری بآن پرداخت تنها باین نکته اشاره میشود که پس از قریب یکقرن از ابلاغ پیام حضرت بهاءالله اعلامیهء جهانی حقوق بشر تقریباً بر همهء مبادی و اصول پیشنهادی و اعتقادی فوق الذکر صحّه گذاشت و آنرا جهت تصویب به دول جهان ابلاغ کرد (که ایران هم در زمرهء امضاء کنندگان آن منشور است)
بهائیان بر این باورند که ظهور آئین بهائی بمنزلهء تحقق وعده ها و انتظارات همهء ادیان است چه که بلا استثناء همه در کتب مقدّسهء خود به قیام "منجی" بزرگ عالم در پایان و آخرالزمان با انتشارات و اصطلاحات مختلف اشاره کرده اند و آیات و احادیث اسلامی نیز در این باره تأکید دارد و بشارت به ظهور موعود بوفور در آن دیده میشود. با ظهور دیانت بهائی پیام وحدت و صلح در جهان منتشر گردید و در عین حال اصالت و حقیقت همهء انبیاء و پیامبران و علی الخصوص رسول اکرم (ص) ابلاغ و تصریح گشت تا بارادهء الهی دشمنیها و سوء تفاهمات دیرینه به دوستی و الفت و آشتی مبدّل گردد.

 

نوشته شده توسط حسام | جمعه بیستم اردیبهشت 1387 | 0:54 | لینک ثابت | موضوع: گردآوری |

همتی ای دوست 

 "همتی ای دوست"

 

زندگی بدرود، شادی سرفرود آر،

که در این روزهای پرتلاطم،هیچکس جز ما

به زیر آسمان این زمان چترش نمی بندد.

همه چتر بشر باز است

همه از پاکی باران گریزانند

همه آشفته حالند و پریشانند

و شعر مرگ می خوانند

                       ***

دگر در کوچه های خیس و باران دیده ی امید

که عشق و حس انسان یاری مردم همیشه بود در کوچه

نمی آید کسی دیگر، نمی ماند کسی دیگر در آن احساس

و اکنون  مردمان در خواب می میرند و

می مانند درآن حال...در بن بست...در پستی

در شگفتی یا که در مستی

سرود یاس می خوانند و در" ای کاش" می مانند.

                       ***

زندگی افسوس، امروز اندر این میدان

به جای میوه و آجیل و شیرینی

گل زهر و غذای کین و حسرت می فروشند این سبک مردان

و در اندوه و خشم خویش می مانند

در زندان و در میدان

                        ***

بیا ای دوست، آری تو

اگر یاری توانی تو

بیا دستی بده بر ما

فزون کن از توان و قدرت خود

جان جسم خسته ی این خلق یزدان را

بیا و زندگی بخشا به این خلق ستم دیده

بیا و دست همت نه، به این دیوار پاشیده

بیا و از گلستان وجود نازنینت،تو

کفی بر ما بیفشان تا

جهان پر گل شود  آری، بزن از ریشه نفرت را

ز اذهان پر از حیله، بکن بذر کدورت را

بکن از ریشه حسرت را

بیفشان بذر همت را

 

شکوفه 26 April 2007

 

نوشته شده توسط شکوفه | جمعه هفدهم اسفند 1386 | 11:26 | لینک ثابت | موضوع: گردآوری |

نمای کلی از دیانت بهائی  

بهائی بودن یعنی جمیع عالم را دوست داشتن و با کل بشر مهربان بودن، در خدمت به نوع کوشیدن، ودرسبیل صلح عمومی و ترویج اخوت حقیقی همت کردن.
عبدالبهاء عباس

دیانت بهائی جوانترین دیانت جهان است. این آئین که کمی بیشتر از 160 سال از ظهورش در ایران می‌گذرد هم اکنون با جوامعی در 236 کشور و سرزمین و با بیش از 6 میلیون نفر پیرو در برگیرندهء بیش از 2100 قوم و نژاد و قبیله و از پیشینه‌های مختلف مذهبی، دومین دین گستردهء جهان است. 
ایدۀ محوری این دیانت وحدت تمام انسانها است چیزی که بهائیان از آن با عنوان اصل وحدت عالم انسانی یاد می‌کنند و بر اساس این اعتقاد می‌کوشند تا تعصبهای نژادی، جنسی و اعتقادی را از میان بردارند. بهائیان معتقدند همه باید برای پیشبرد منافع مشترک بشریت با هم همکاری کنند.

نگاهی به برخی از باورهای این آئین :

· بهائیان به یکتاپرستی اعتقاد دارند
· دیانت بهائی ادیان گذشته را قبول دارد
· دیانت بهائی این آموزه را ترویج می‌دهد که انسانها یک خانواده‌اند و سرنوشتی مشترک دارند
· تساوی زنان و مردان
· رفع هر نوع تعصب
· رفع فقر و ثروت بیش از اندازه
· جستجوی مستقل حقیقت
· تعلیم و تربیت جهانی
· شکیبائی مذهبی
· هماهنگی علم و دین
· جهان مشترک المنافع ملتها
· زبان مشترک و کمکی جهانی

بهائیان می‌کوشند ارزشهای متعالی انسانی را ترویج دهند
· درستکاری و صداقت
· امانت
· پاکدامنی و عفت
· خدمت به دیگران
· نیت پاک
· کردار درست
· یگانگی و وحدت

منبع:  سایت نگاه تازه

نوشته شده توسط شکوفه | یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 | 13:7 | لینک ثابت | موضوع: گردآوری |

صیام و تهذیب نفس 

  غیر از دعا و تفکر یک وسیله ی عمده ی دیگر برای انظباط روحانی یا ابزاری برای ترقی روحانی روزه بهایی از طلوع تا غروب آفتاب به مدت نوزده روز در سال ( 11 الی 29 اسفند ماه است. این یک دوران شکوفایی و تجدید حیات روحانی است.

این مدت اساسا یک دوره تفکر و دعا یک دوران شفا بخشی معنوی و تجدید قوای روحانی است که در طی آن فرد مومن باید سعی کمد زندگی درونی خود را بازسازی نماید. نظم جدید بخشد و نیروهای روحانی که در نفس و روحش نهفته است تازگی و قوه ی جدید بخشد. بنابراین از لحاظ ماهیت اهمیت و هدف آن اساسا روحانی است. (1)

تردیدی نیست که روزه یک نماد و سنبل از میل و آرزوی ما به گسستن از امور دنیاست.

زیرا ایام صیام جسمانی رمزی از صیام روحانیست یعنی کف نفس از جمیع شهوات نفسانی و تخلق باخلاق روحانی و انجذاب به نفحات رحمانی و اشتعال بنار محبت سبحانی.(2)

 

 1)Directives from the Guardian. Page: 27

2)حضرت عبدالبهاء ، منتخباتی از مکاتیب. ص67

نوشته شده توسط شکوفه | یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 | 12:40 | لینک ثابت | موضوع: گردآوری |

آشنایی تقویم بهایی 

 تقویم بهایی 19 ماه دارد که هر ماه 19 روز دارد. 19 ماه 19 روزه جمعا 361 می شود.  از آنجائیکه سال 365 روز دارد، روز باقی مانده،  ایام "هاء" ( هاء .ع : در فارسی  به معنی بخشش می باشد) نامیده می شود. که البته در سالهای کبیسه یک روز به این ایام اضافه خواهد شد. به یمن " ایام مبارک هاء " بهائیان به برگزاری جشن و سرور می پردازند و با اطعام دوستان و آشنایان و همچنین کمک به فقراء و نیازمندان، شروع ماه روزه داری را جشن می گیرند. 

 

ماه های بهایی عبارت اند از:

شهر البهاء : اول فروردین: 21 مارس

شهر الجلال: 20 فروردین: 9 آوریل

شهر الجمال: 8 اردیبهشت: 28 آوریل

شهر العظمه: 27 اردیبهشت: 17 می

شهر النور:15 خرداد : 5 جون

شهر الرحمه:3 تیر: 24 جون

شهر الکلمات:22 تیر: 13 جولای

شهر الکمال:10 مرداد: اول آگوست

شهر الاسماء: 29 مرذاد: 20 آگوست

شهر العزه: 17 شهریور: 8 سپتامبر

شهر المشیه: 5 مهر: 27 سپتامبر

شهر العلم:24 مهر: 16 اکتبر

شهر القدره : 13 آبان: 4 نوامبر

شهر القول: 2 آذر: 23 نوامبر

شهر المسائل: 21 آذر: 12 دسامبر

شهر الشرف: 10 دی: 31 دسامبر

شهر السلطان: 29 دی: 19 ژانویه

شهر الملک:18 بهمن: 7 فوریه

1/2/3/4 ایام هاء

شهر العلاء (ماه صیام) 11 اسفند: 2 مارس

 

ماه صیام ماهی است که بهائیان در آن روزه می گیرند. در سالهایی که 365 روز دارد، همواره از 11 اسفند آغاز می شود تا 29 اسفند به طول می انجامد.  به طور معمول در اولین روز هر ماه یا به بیانی دیگر هر نوزده روز یکبار افرا هر جامعه ی محلی بهایی کرد هم می آیند که آنرا ضیافت 19 روزه می نامند. در چنین انجمن روحانی که توام با خواندن دعا و تلاوت آیات و در کمال روح و ریحان و دوستی و صمیمیت برگزار می شود امور روحانی و اجتماعی جامعه مورد بحث و شور قرار می گیرد.

 

در ماه صیام نیز ، علاوه بر امتناع از خوردن و آشامیدن (از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب)، بهائیان باید به پروش هرچه بیشتر قوای روحانی شان و تهذیب نفس بپردازند.

 

در انتهای ماه صیام عیدی گرفته می شود که مصادف است با روز اول عید نوروز. و از آنجائیکه عید نوروز یکی از اعیاد اصیل ایرانی است و آفتاب دیانت بهایی هم از سرزمین ایران طلوع کرده، لذا عید نوروز و عید صیام به طور مصادف با یکدیگر و برای همه ی بهائیان محترم شمرده می شود.

به طور کلی 9 روز در سال، تعطیل مذهبی برای بهائیان محسوب می شود و در این 9 روز، کار اداری و مالی و تجاری بر ایشان حرام گردیده است. این روزها در حقیقت سالروز وقایعی مربوط به شخصیت های بارز این دیانت است و به قرار زیر می باشد:

 

این روزها عبارتند از:

ا فروردین _1 شهر البهاء _21 مارس: عید صیام و آغاز نوروز

ا اردیبهشت_13 شهر الجلال_21 آوریل: اول عید رضوان

9 اردیبهشت_2 شهر الجمال_29 آوریل: نهم عید رضوان

12 اردیبهشت_5 شهر الجمال_2 می: دوازدهم عید رضوان

2 خرداد_ 23 می : بعثت حضرت اعلی(پیامبر دیانت بابی و مبشر دیانت بهایی). تولد حضرت عبدالبهاء( فرزند حضرت بهالله پیامبر دیانت بهایی )

8 خرداد_29 می: صعود حضرت بهالله. (ساعت تلاوت زیارتنامه: 3 بامداد)

28 شعبان: شهادت حضرت اعلی (ساعت تلاوت زیارتنامه: 12 ظهر)

1 محرم: ولادت حضرت اعلی

2 محرم: ولادت حضرت بهالله

 

از سایر روزهای مخصوصی که برای بهائیان محترم شمرده می شود ( البته این روزها، تعطیل محسوب نمی شوند و کار کردن در آنها جایز است ) عبارتند از :

26 نوامبر _5آذر: یوم عهد و میثاق

28 نوامبر: صعود حضرت عبدالبها،


 

نوشته شده توسط شکوفه | شنبه یازدهم اسفند 1386 | 23:19 | لینک ثابت | موضوع: گردآوری |

تخریب خانه بهائیان.... 

یکشنبه مورخ7/11/1386 ساعت 9 شب زنگ در خانه ی آقای بهرامی از بهائیان آباده توسط دو نفر زده می شود. از آن رو که شغل آقای بهرامی آنتن سازی می باشد؛ این دو نفر خود را مشتری ایشان معرفی می کنند.  دختر آقای بهرامی (صهبا) به همراه یکی از دوستانش که در منزل تنها بوده است از باز کردن در امتناع ورزیده و از آن افراد خواهش می کند که فردا صبح برای بردن آنتن ها مراجعه کنند که اقای بهرامی هم حضور داشته باشند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سمیرا | یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 | 11:9 | لینک ثابت | موضوع: گردآوری |

آشنایی با دیانت بهایی 

خدا

ذات خداوند غیر قابل درک است.  این بدان معنی است که ما نباید در ذهنمان مجسم کنیم. بطور کلی, مخلوق قادر به درک خالقش نیست. برای مثال, میز نمی تواند به وجود نجاری که او را ساخته است پی ببرد. وجود نجار برای هر چه که میسازد مبهم است.

خدا خالق همه چیزها است. او آسمانها و زمین را و آنچه در او است از کوه ها و دره ها, صحراها و دریاها, رودخانه ها, سبزه زارها و درختان خلق کرده است. خداوند حیوانات را هم خلق کرده و همچنین خالق نوع بشر است. حضرت بهاءالله میفرمایند که علت خلقت کائنات, حب بوده. میفرمایند:

"یا ابن الانسان

احببت خلقک فخلقتک, فاحببنی کی اذکرک و فی روح الحیاه اثبتک."


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سمیرا | یکشنبه سی ام دی 1386 | 14:10 | لینک ثابت | موضوع: گردآوری |

چند سخن گرانبها... 

" عدالت يگانه اساس و بنيان رصين و مؤبّد صلح اعظم يزدانی است "

" از راحت و آسايش جسمانی و تن پروری و آلودگی باين دنيای فانی چه نتيجه ای حاصل واضح است که انسان عاقبت خائف و خاسر گردد . پس بايد از اين افکار بکلّی چشم پوشيد آرزوی حيات ابديّه و علويّت عالَم انسانی و ترقيّات ربّانی و فيوضات کليّه آسمانی و نفثات روح القدس و اعلاء کلمة‌اللّه وهدايت من علی الارض و ترويج صلح عمومی و اعلان وحدت عالَم انسانی نمود. کار اين است والّا بايد با سائر وحوش و طيور باين حيات جسمانی که نهايت آمال حيوانات است پرداخت ومانند بهائم در روی زمين محشور شد. انسان بجهت زندگانی اين حيات دنيا خلق نشده است بلکه انسان بجهت فضائل نامتناهی و علويّت عالَم انسانی و تقرّب درگاه الهی وجلوس بر سرير سلطنت ابديّه خلق شده است ...".               

" ای بنده حقّ راستی و دوستی و صلح و آشتی با جميع عالميان از متقضای حقّ پرستی است در اين دور ابهی الحمدللّه ضديّت و قساوت و عداوت و مخالفت و عصبيّتِ جاهليّت و معاندتِ دينيّه و معارضات مذهبيّه وجور و جفا بکلّی مرتفع گشته . بايد با جميع عالميان بنهايت رَوح و ريحان معامله نمود مگر منافقان . از منافق احتراز و اجتناب لازم زيرا سبب خمودت و جمودت و کسالت و غفلت و برودت گردند . نفَسشان مثل سرمای زمهرير است . هر چند انسان در نهايت صحّت و تندرستی باشد از بَرد شديد، کسالت و ارتعاش و زکام حاصل گردد. اين است که نفوس طيّبه از روايح کريهه مشمئزّ گردند. لهذا د رآيات الهيّه الفت با کافّه ملل و همچنين احتراز از اهل نفاق و خلل ، نازل گشته  "

" توکّل و اعتماد باراده و مشيّت الهی انسانرا بجائی رساند که باوجود سعی و اهتمام درر امور آرزوئی جز آنچه واقع ميشود ندارد و خواهشی غير از آنچه پيش ميآيد ننمايد در آن حالت جميع امور را موافق ميل و اراده خود بيند و مروّج عزّت و آسايش خويش شمرد جز اطمينان ، اضطرابی نيابد و غير از صلح و صفا ، جنگ و جفائی نجويد . چنين سروری دائمی است "

 " تفکّر در نعماء الهيّه چقدر سبب تذکّر است و تذکّر وسيله تبصّر . چه هوا و نسيم لطيفی است ، چه قوا و استعدادات عجيبی ، چه خوبست انسان قدر اين نعمت ها را بداند و بشکرانه قيام نمايد ، باداء وظائف عالم انسانی و ترويج صلح و صلاح و رفاهيّت و نجاح عموم بندگان الهی پردازد "

نوشته شده توسط سمیرا | یکشنبه سی و یکم تیر 1386 | 15:59 | لینک ثابت | موضوع: گردآوری |