زبان واحد - صلح جهانی
ترک تعصبات , لازمه صلح جهانی
|
|
بيان روز ای فرزند کنیز من, از لسان رحمن سلسبیل معانی بنوش و از مشرق بیان سبحان اشراق انوار تبیان من غیر ستر و کتمان مشاهده نما. تخمهای حکمت لدنیم را در ارض طاهر قلب بیفشان و بآب یقین آبش ده تا سنبلات علم و حکمت من سرسبز از بلده طیبه انبات نماید. همتی ای دوست زندگی بدرود، شادی سرفرود آر، که در این روزهای پرتلاطم،هیچکس جز ما به زیر آسمان این زمان چترش نمی بندد. همه چتر بشر باز است همه از پاکی باران گریزانند همه آشفته حالند و پریشانند و شعر مرگ می خوانند دگر در کوچه های خیس و باران دیده ی امید که عشق و حس انسان یاری مردم همیشه بود در کوچه نمی آید کسی دیگر، نمی ماند کسی دیگر در آن احساس و اکنون مردمان در خواب می میرند و می مانند درآن حال...در بن بست...در پستی در شگفتی یا که در مستی سرود یاس می خوانند و در" ای کاش" می مانند. زندگی افسوس، امروز اندر این میدان به جای میوه و آجیل و شیرینی گل زهر و غذای کین و حسرت می فروشند این سبک مردان و در اندوه و خشم خویش می مانند در زندان و در میدان بیا ای دوست، آری تو اگر یاری توانی تو بیا دستی بده بر ما فزون کن از توان و قدرت خود جان جسم خسته ی این خلق یزدان را بیا و زندگی بخشا به این خلق ستم دیده بیا و دست همت نه، به این دیوار پاشیده بیا و از گلستان وجود نازنینت،تو کفی بر ما بیفشان تا جهان پر گل شود آری، بزن از ریشه نفرت را ز اذهان پر از حیله، بکن بذر کدورت را بکن از ریشه حسرت را بیفشان بذر همت را شکوفه 26 April 2007
|
|