زبان واحد - صلح جهانی
ترک تعصبات , لازمه صلح جهانی
|
|
بيان روز ای فرزند کنیز من, از لسان رحمن سلسبیل معانی بنوش و از مشرق بیان سبحان اشراق انوار تبیان من غیر ستر و کتمان مشاهده نما. تخمهای حکمت لدنیم را در ارض طاهر قلب بیفشان و بآب یقین آبش ده تا سنبلات علم و حکمت من سرسبز از بلده طیبه انبات نماید. دست در دست هم دهیم به مهر دیگه واقعا حوصله ام سر رفته بود. بین این همه کانال های جورواجور تلویزیون، هیچکدومش هم به درد نمی خوره ! کلافه شده بودم. یه کانال می زنی، یارو داره فحش می ده و دولت های ظالم رو مواخذه می کنه. یه کانال می زنی ، چند تا خانوم بیکار نشستن دورهم دارن با هم می خندن! یه کانال می زنی آهنگ های تکراری! اون یکی کانال هم که همش پیان بازرگانی پخش می کنه! دیگه واقعا داشتم کلافه می شدم. تصمیم گرفتم تلویزیون رو خاموش کنم و برم یا یه کار دیگه انجام بدم. خواستم دکمه ی قرمز کنترل رو فشار بدم که اشتباهی به جاش کانال عوض شد. داشت یه کنسرت بزرگ رو نشون می داد. یه خانومی هم اون وسط روی سن داشت آهنگش رو می خوند. کنسرت نظر منو به خودش جلب کرد. وای. چه جمعیتی نشسته بودند. چه استقبالی ازش کردند. حتما خواننده ی معروفیه. همین طور که دوربین روی صحنه رو فیلم برداری می کرد؛ دوربین رو به سمت گروه ارکستر برد. حدود 80 نفر همزمان با هم آهنگ رو دنبال می کردند. 10 / 15 نفرشون ویلون، یه سری شون کیبورد. یه عده دیگشون همخوانی می کردند. و یه غیر از اونا عده ی دیگه هم سازهای مختلفی رو می نواختن که در کل آهنگه خوبی رو ایجاد کرده بود. خواننده هم بدون اینکه استرس داشته باشه، خیلی راحت و شاد داشت آهنگش رو می خوند. با خودم فکر کردم اگه یه موقع یکی از نوازنده ها اشتباه بزنه، یا مثلا خواننده نتونه با گروه موسیقی همراه باشه چه اتفاقی می یوفته؟ ای بابا! مثلا اینا چندین ساله دارن با هم تمرین می کنن، بعدش توی یه اجرای زنده، همه چی خراب بشه. ولی اون طور که نشون می داد، هیچکدوم از اجرا کنندگان اینقدر که من استرس داشتم ، نداشتن! اتحاد بین نوازنده ها و خواننده تونسته بود آهنگ رو به خوبی و بدون هیچ دردسری ایجاد کنه. 70 / 80 نفر، گروه ارکستر، هرکدومشون با ساز های موسیقی مختلف، هیبتی رو ایجاد کرده بود که کجروی و فالش زدن یکی از اونها، تاثیری رو گروه نمی ذاشت. حالا تو اینهمه نظم، در حینی که دوربین روی خواننده زوم شده بود، خواننده هم در حال دست تکون دادن واسه تماشاچی ها بود که کلام آهنگ شروع به خوندن کرد ولی میکروفون خواننده پائین بود! خواننده برای یک لحظه یادش رفت شروع کنه! ولی جالب اینجا بود که موسیقی و صدای خواننده با هم در اون لحظه پخش شد در حالیکه اصلا خواننده هه یادش رفته بود بخونه! اون موقع بود که فهمیدم، برای اینکه وسط کار صدا قبلا ضبط شده و نوازنده ها و خواننده فقط نمایشش رو اجرا می کنن. با خودم فکر کردم، چقدر خوب می شد اگه آدم های دنیا و دولت ها هم با هم اینقدرمتحد بودند. مثل این گروه موسیقی. و چقدر بهتر می شد اگه همه سرود یگانگی و اتحاد رو که در قوانین بهش اشاره شده و مثل اون صدای ضبط شده می مونه رو همیشه سر لوحه ی کارشون قرار بدن که اگه حتی یکی از کشور های نتونست با گروه همکاری کنه، اون آهنگ ثابت باعث باشه و همه از اجرای گروه انسانها لذت ببرند و در عین حال افرادی که از مرحله و قوانین جا موندن بتونن خودشون رو سریع به بقیه برسونن و این اتحاد با وجود سازهای مختلف، یه سمفونیه زیبا رو بسازه و سازها باید بتونن مکمل همدیگه باشند و نه اینکه اجرای بقیه ی اعضای گروه رو خراب کنن. چه قدر برام جالب بود. اون لحظه بود که حس کردم آدم از یه شوی تلویزیونی هم می تونه خیلی چیزها رو یاد بگیره. چیزهای زیادی مثل اتحاد، نظم، و خیلی چیزای دیگه مثل این. |
|