آنچه اکنون مایه ی نگرانی است و باید گفت در راس مسایل ایران قرار دارد علایم گسیختگی در اخلاق عمومی است. درست روشن نیست که مبانی اخلاقی جامعه ی ایرانی (بخصوص در شهرهای بزرگ و تهران) روی چه سنگی بند است. منظور آن است که خارج از استثناها یک جو بریدگی از مبادی حاکم است. اخلاق اجتماعی بطور کلی، یا از وجدان و شناخت، یا از معتقدات دینی، و یا از عرف تمدنی، و گاهی از هر سه الهام می گیرد. و البته در جهت دیگرش قانون ضامن اعمال آن است.
ما اکنون وقتی از خود می پرسیم، کدام یک از اینها رفتار جامعه ی ایرانی را هدایت می کند در جواب لنگ می مانیم. چون استثناها را کنار بگذاریم می بینیم که هیچ قشر و دسته ای از این گسیختگی معاف نیست. با آنکه پیوسته حرف مذهب و تعالیم اخلاقی زده می شود، زیاد نیستند کسانی که آنرا به گوش گرفته باشند. حتی مشاهده می شود که پوشش مذهبی از جانب عده ای نوعی حایل بی اخلاقی قرار گرفته است. بی اعتمادی بحدی رسیده است که هیچ کس به هیچ مقام، هیچ اعتبار و فضیلتی، جز پول نقد اعتماد نمی کند و دری نیست که با دست آن به روی شما باز نشود.
شکاف نسل ها، افزایش طلاق و گسیختگی خانوادگی، سرد شدن نگاه ها و نوعی خفقان عاطفی، همه ی اینها حاکی از تزلزل اخلاقی است که می تواند جامعه ای را تا پای انفجار یا اضمحلال ببرد. در دو چهرگی هیچکس کار جدی انجام نمی دهد زیرا مقصود نه انجام کار، بلکه وانمود کار است. هوش ها و استعدادها در جهت تلبیس رشد می کنند و نتیجه اش تحلیل رفتن جمع به سود فرد و تحلیل رفتن اصل به سود قلب خواهد بود.
انسان تنها به نام انسان، انسان نیست. اگر آوا از او دریغ شد که بزرگترین ودیعه ی اوست، دون همتی و خاکساری بصورت یک خصلت اجتماعی در می آید... اگر الان نیاموزیم پس دیگر کی ؟
کوتاه شده مقاله ی " از کشتی غرق شده، کسی جان برد نمی برد "
دکتر محمد علی اسلامی ندوشن، کیهان (لندن) شماره 448
"" اگر انسان به قدر و مقام خود عارف شود جز اخلاق حسنه و اعمال طیبه از او ظاهر نشود ""
نوشته شده توسط
حسام | سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 | 23:38 |
لینک ثابت | موضوع:
مقالات |