اگر بدقّت بمراحل ترقّی و تقدّم انسان چنانکه در صفحات تاريخ مضبوط است مراجعه کنيم واضح و مشهود گردد که عامل اصلی در ترقّی عالم انسانی ظهور نفوسی است که در ازمنه مختلفه قيام کرده از حدود عقايد متداوله عصر خود پا فراتر نهاده کاشف حقايق و اسراری بودهاند که تا آن زمان مجهول بوده است . فی الحقيقه تقدّم و تجدّد عالم در مقام اوّل مرهون مخترعين و مبتکرين و نوابغ و انبياست.
کارلايل فيلسوف انگليسی ميگويد :
" اين حقيقت بنظر ما بسيار واضح و روشن است که ... کسيکه نزدش حکمت ساميه و حقيقتی روحانی و بيسابقه باشد نه فقط از دهها و هزارها نفر بلکه از کلّيّهء کسانيکه دارای آن قوّه نيستند تواناتر است و با قدرتی آسمانی و ملکوتی در ميان خلق ظاهر ميشود چنانکه گوئی با شمشيری از اسلحه خانه عالم بالا آمده که هيچ سپر و برج و باروی آهنين يارای مقابله با او را ندارد. "
در تاريخ علوم و فنون و موسيقی شواهد زيادی بر اين حقيقت در دست است ولی در هيچ مورد اهمّيّت عظيم اين فرد ممتاز و رسالت او آنقدر که در عرصه ديانت مشهود است واضح و آشکار نيست. زيرا ملاحظه گشته که در طول قرون و اعصار هرگاه حيات روحانی انسان بانحطاط و تدنّی گرائيده و اخلاق عمومی فاسد شده پيامبری که وجودش حيرت انگيز و اسرارآميز است در بين خلق مبعوث گشته و فريداً وحيداً در مقابل اهل عالم بدون اينکه احدی از افراد نوع بشر شايستگی و لياقت تعليم يا راهنمائی او را داشته يا افکار عاليه او را بطور کامل درک نموده يا در مسئوليّت او شرکت جسته باشد، مانند شخصی بينا در ميان نابينايان برخاسته و رسالت حقّ و حقيقت و عدالت خود را اعلان نموده است . چنانچه در هر عصری يکی از مظاهر بزرگ ربّانی مانند حضرت کريشنا و حضرت زردشت و حضرت موسی و حضرت عيسی و حضرت محمّد بفاصلهء چند قرن از يکديگر در افق شرق ظاهر و مانند شمس روحانی افکار تاريک انسانی را روشن و نفوس نائمه را بيدار کردهاند . در ميان اين مؤسّسين اديان هر چند بعضی دارای امتياز خاصّ میباشند با اينحال نظر ما دربارهء افضليّت نسبی آنان هر چه باشد مجبور باذعان اين حقيقت هستيم که آنها بزرگترين عامل مؤثّر در تربيت و تهذيب نوع بشر بودهاند همه باتّفاق اعلام ميدارند که کلامشان از جانب خود نبوده بلکه بوحی الهی است و آنان حاملين آن هستند . در کتب و صحف و بياناتشان اشارات و مواعيد بسياری موجود است مشعر بر اينکه در آخر الزّمان يک مربّی بزرگ جهانی ظاهر گردد که مساعی آنان را اکمال و بثمر رساند و بر بسيط زمين حکومت صلح و عدالت مستقرّ سازد و همه اجناس و اديان و ملل و قبائل را اعضای عائله واحده گرداند تا جز " يک رمه و يک شبان " باقی نماند و خلق جهان از کوچک و بزرگ بمعرفت اللّه و محبّت اللّه نائل شود .
شکّی نيست که ظهور اين " مربّی عالم انسانی " در آخر الزّمان هنگاميکه ظاهر شود بزرگترين واقعه در تاريخ انسانی بشمار ميآيد. و اکنون ديانت بهائی بعالميان اين بشارت را اعلام ميدارد که اين مربّی عظيم ظاهر و آيات و بيّناتش باهر و مدوّن و موجود و هر طالب حقيقتی ميتواند در آن تمعّن کرده دريابد که " يوم الرّبّ " اکنون طالع و " شمس حقيقت " اشراق نموده است .
" بهاالله و عصر جدید نوشته ی
ج.ای.اسلمنت
نوشته شده توسط
حسام | شنبه هفتم اردیبهشت 1387 | 0:19 |
لینک ثابت | موضوع:
مقالات |